سيف الدوله از گردوغباريكه در ميدانهاى جنگ بلباسش مينشست خشتى ساخت باندازهء كف دستى وصيت كرد هنگام به خاك سپردنش جبههاش را بر آن بنهند . به وصيت عمل كردند اما زد و خوردهائيكه هنگام زمامداريش در حلب در داخل با آن مواجه شد : يكى جنبش بنى كلاب بسال 343 و بنى عقيل و بنى قشير و بنى مجلان بود .
ديگرى هم فتنهء دشيق النسيمى بود كه بسال 354 به پا شد ، و همچنين مروان عقيلى در حمص سال 355 دزبر ديلمى در انطاكيه دست به كودتا زد .
سيف الدوله همانگونه در روم به پيشروى خود ادامه ميداد و در عين حال به مركز فرمانروائى خود هم براى خاموش ساختن آتش فتنه و انقلاب داخلى بازميگشت ، سيف الدوله سال 358 برحمت ايزدى پيوست . و فرزندش ابو المعالى ملقب بسعد الدولة بجاى او نشست و بسال 381 درگذشت و پس از وى فرزندش ابو الفضائل ملقب به سعيد الدوله جانشين او گشت و سال 392 از دنيا رفت و با مرگ او دولت حمدانيين و پيشوائى آنان بر موصل و حلب و توابع كه از سال 293 تا 391 ادامه داشت پايان يافت .
عظمت سيف الدوله
مردم پيشين و نوين پيرامون شخصيت و بزرگوارى سيف الدوله سخن گفته و شعراء شعر سروده و مورخين و ادباء خاور و باختر از وى تجليل به عمل آوردهاند در آثار و خدمات او كتابها و نوشتههائى بجاى گذاشتهاند ، و بهترين نوشتهئى كه در اين زمينه من خواندم كتاب « سيف الدولة فى عصر الحمدانيين » بود - كه سامى كيالى نوشته است و اسمعيل احمد ادهم پيشگفتارى بر او نوشته و اينك عين گفتار ايندو نفر :
« سيف الدوله » يكى از قهرمانان تاريخ است او شخصيتى است كه زندگيش