را پيش بخشندهء بسيار عطابخش بريز .
كسى كه آبرويش را مىريزد با درخواستش ، عوضى براى آبرويش به دست نياورده گر چه با خواهشى به ثروتى دست يافته است .
بيت دوم بدون عطف آورده شده است چون لفظا و معنا خبريه است و ماقبلش ، انشائيه .
و مصراع دوم بر مصراع نخست ، عطف نشده است چون جواب شرط است .
6 - و قال :
من عرف النّاس فى تصرفهم * لم يتتبع من صاحب زللا
إن انت كافأت من أساء فقد * صرت إلى مثل سؤء ما فعلا
و باز ابو عتاهيه گفته است : كسى كه مردم را در كاركردشان بشناسد جستجوگرى در كار كسى كه مىلغزد ، نمىكند .
اگر تو بدرفتار را كيفر بدهى محققا به رفتار بد او گراييدهاى . در اين شعر ، دو شرط و دو جواب شرط وجود دارد و بين شرط و جواب شرط چون شبه كمال اتصال هست هيچگاه بر يكديگر عطف نمىشوند .
7 - قال أبو تمام :
أولى البريّة أن تراعيه * عند السرور الّذى آساك فى الحزن
إنّ الكرام إذا ما أيسروا ذكروا * من كان يألفهم فى المنزل الخشن
و ابو تمام گفته است : كسى كه در هنگام غم ، با تو همراهى كرده است شايستهترين مردم است از اين حيث كه بايد حق او را در هنگام شادمانى رعايت كنى .
بىترديد ، انسانهاى بزرگوار ، زمانى كه به رفاه دست بيابند به ياد مىآورند ، كسانى را كه در خانهء سختيها با آنان ، انس مىورزيدهاند . بيت دوم ، استيناف ( جواب پرسش مقدّر ) است از اينرو بر بيت اول ، عطف نشده است .
8 - و قال المتنبّى :
ذلّ من يغبط الذّليل بعيش * ربّ عيش أخفّ منه الحمام « 1 »
من يهن يسهل الهوان عليه * ما لجرح بميّت إيلام
و متنبى گفته است : كسى كه به زندگى ذليل ، غبطه خورد ، ذليل گشته است چه بسا
هامش
( 1 ) . ديوان متنبّى ، با شرح برقوتى ، ج 2 ، ص 357 .