تمرين
عيّن أسباب الوصل و الفصل فى الأمثلة الآتية :
انگيزههاى وصل و فصل را در مثالهاى آينده ، مشخص كن .
1 -
مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِنْ وَلَدٍ وَ ما كانَ مَعَهُ مِنْ إِلهٍ إِذاً لَذَهَبَ كُلُّ إِلهٍ بِما خَلَقَ وَ لَعَلا بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ ، سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ .
« 1 »
خداوند ، هرگز فرزندى اتخاذ نكرده است و هرگز خدايى با او شريك نبوده و اگر شريكى بود هرخدايى به سوى مخلوق خود مىگراييد و بعضى از خدايان بر بعض ديگر ، برترى مىجست . پاك و منزه است خداوند ، از آنچه مشركان وصف مىكنند .
دو جملهء نخست ، هردو خبريه است لفظا و معنا و جامع نيز دارد از اينرو جملهء دوم بر جملهء اول عطف شده است . اما جملهء
« سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ »
چون جملهاى است كه براى تنزيه و پيراستن خداوند متعال ، به كار آمده بر جملههاى پيشين عطف نشده است .
2 - و قال اللّه تعالى :
« قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِما يَصْنَعُونَ .
« 2 »
خداى و الا فرمود : به مؤمنان بگو : چشمهايشان را از ناروا فرو گيرند و دامنهايشان را پاس دارند اين كار ، براى آنان ، پيراستهتر است . بىشك ، خداوند به كارهايى كه مىكنند ، آگاه است .
جملهء « يحفظوا » بر « يغضوا » عطف شده است . و جملهء
« إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِما يَصْنَعُونَ »
چون لفظا و معنا خبريه است بر ماقبلش عطف نشده است . گفتنى است كه : دو جملهء اول در حكم امر و انشاء است . و انگيزهء وصل ، تناسب در خبريه بودن لفظ و انشاييه بودن معناست .
3 - و قال تعالى :
لَهُ مَقالِيدُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَقْدِرُ إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ .
« 3 »
كليدهاى آسمانها و زمين ، براى خداوند است براى هركه بخواهد روزى را گسترش مىدهد و براى هركه بخواهد ، تنگ مىگيرد بىشك او ، به همه چيز آگاه است . جملهء
هامش
( 1 ) . مؤمنون ، 91 .
( 2 ) . نور ، 30 .
( 3 ) . شورى ، 12 .