عليك باليأس من النّاس * إنّ غنى نفسك فى اليأس
و ابو نواس گفته است : از مردم ، نااميد باش بىشك بىنيازى تو در نااميدى از مردم است .
مصراع نخست اين شعر ، انشائيه است و مصراع دوم آن لفظا و معنا خبريه است از اينرو بدون عطف آمده .
و قال المعرّى :
إن الشبيبة نار إن أردت بها * أمرا فبادر إنّ الدّهر مطفيها
و معرّى سروده است : بىترديد ، جوانى آتش است اگر چيزى از آن مىخواهى شتاب كن محققا روزگار آن را خاموش مىسازد .
جملهء « إنّ الدّهر مطفيها » بدون عطف آمده است چون پاسخ سؤالى است كه از جمله پيشين فهميده مىشود .
و قال الطغرائى :
جامل عدوّك ما استطعت فإنّه * بالرّفق يطمع فى صلاح الفاسد
و احذر حسودك ما استطعت فإنّه * إن نمت عنه فليس عنك براقد
و طغرائى گفته است : تا مىتوانى با دشمنت مدارا كن چون با مدارا اميد مىرود كه تباهكار به صلاح بگرايد . و تا مىتوانى از رشكبرندهات بگريز زيرا اگر تو از او غافل گردى او آرام نمىنشيند .
« جامل عدوّك . . . » لفظا و معنا انشاييه است . « احذر حسودك . . . » نيز لفظا و معنا انشائيه است از اينرو وصل ، تحقق يافته است .
أسئلة على الوصل و الفصل يطلب أجوبتها
پرسشهايى دربارهء وصل و فصل كه پاسخهايش خواسته مىشود .
ما هو الوصل ؟ وصل چيست ؟
ما هو الفصل ؟ فصل چيست ؟
كم موضعا للوصل ؟ در چند موضع ، وصل تحقق مىيابد ؟
كم موضعا للفصل ؟ در چند موضع جملهها جدا آورده مىشود ؟