فصل ، در جملهء « يستضعف طائفة منهم » و « يذبح أبناءهم » است . كه اين دو جمله ، مضارع مثبت و داراى ضمير است و در اينجا حال واقع شده .
4 - و قال تعالى :
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ . خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سَمْعِهِمْ وَ عَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ .
« 1 »
خداى متعال ، فرمود : بىشك ، كسانى كه كفر پيشه كردند ، چه آنان را هشدار بدهى و چه هشدار ندهى ، يكسان است آنان ايمان نمىآورند .
خداوند ، بر دلها و گوشهايشان ، مهر نهاده است و بر چشمانشان پرده آويخته شده .
« ختم اللّه . . . » به علّت اينكه جملهء پيشين را بيان مىكند و با آن پيوند كامل و اتصال دارد ، بر آن عطف نگرديده است .
5 - و قال تعالى :
وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِ آياتُنا وَلَّى مُسْتَكْبِراً كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْها كَأَنَّ فِي أُذُنَيْهِ وَقْراً .
« 2 »
و خداى و الا فرمود : و هنگامى كه آيات ما بر او تلاوت مىشود متكبرانه پشت مىكند گويا نشنيده است . گويا در دو گوشش سنگينى وجود دارد . جملهء « كأن لم يسمعها » و « كأنّ فى أذنيه وقرا » از يكديگر ، جدا آورده شده و بر جملهء پيشين عطف نگرديده چون اين جملهها داراى كمال اتصال است .
6 - و قال تعالى :
وَ نَبِّئْهُمْ عَنْ ضَيْفِ إِبْراهِيمَ * إِذْ دَخَلُوا عَلَيْهِ فَقالُوا سَلاماً قالَ إِنَّا مِنْكُمْ وَجِلُونَ * قالُوا لا تَوْجَلْ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ عَلِيمٍ * قالَ أَ بَشَّرْتُمُونِي عَلى أَنْ مَسَّنِيَ الْكِبَرُ فَبِمَ تُبَشِّرُونَ * قالُوا بَشَّرْناكَ بِالْحَقِّ فَلا تَكُنْ مِنَ الْقانِطِينَ .
« 3 »
و آنان را از ميهمانان ابراهيم ، باخبر ساز . هنگامى كه بر او وارد شدند و سلام كردند .
گفت : بىترديد ما از شما بيم داريم . گفتند : بيمناك نباش . بىگمان ما تو را به داشتن پسرى دانا مژده مىدهيم . گفت : آيا به من مژده مىدهيد با اينكه پيريم فرا رسيده است ؟ پس شما به چه چيز مژده مىدهيد ؟ گفتند : ما تو را بر اساس حق ، بشارت داديم پس از نااميدان مباش .
جملههاى « قال إنّا . . . » و « قالوا . . . » همينگونه « قال » و « قالوا » در آيات بعدى چون
هامش
( 1 ) . بقره ، 6 و 7 .
( 2 ) . لقمان ، 7 .
( 3 ) . حجر ، 51 ، 52 ، 53 ، 54 ، 55 .