تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر البلاغة ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
« أبعد ستّين » : ظرف و مفعول است و چون محطّ انكار بوده مقدم آورده شده است . 17 - و قال الآخر :
غافل أنت و اللّيالى حبالى * بصنوف الرّدى تروح و تغدو
و شاعر ديگر سروده است : بىخبرى تو و زمانه آبستن مرگهاى گوناگون است . تو به شبانگاه مىرسى و به صبحگاه . در اين شعر ، « غافل » مسند مقدم است و انگيزهء تقديم تكيه بر غفلت بوده است . 18 - و قال ابن المعتزّ :
و من عجب الأيّام بغى معاشر * غضاب على سبقى إذا أنا جاريت يغيظهم فضلى عليهم و نقصهم * كأنّى قسّمت الحظوظ فحابيت
و ابن معتزّ ، گفته است : از شگفتى روزگار ، تجاوز گروههايى است كه از پيشى گرفتن من خشمناكند . برترى من بر آنان و كاستيهايشان نسبت به من ، آنها را به خشم آورده است گويا من بهره‌ها را تقسيم كرده‌ام و خويش را افزونى بخشيده‌ام . در اين شعر ، « من عجب الايّام » مسند است و بر « بغى معاشر » مقدّم شده است تا شنونده را به شنيدن مسند اليه تشويق كند . المبحث الثالث عشر فى تأخير المسند اليه يؤخّر المسند اليه إن اقتضى المقام تقديم المسند كما سيجى و لا نلتمس دواعى للتقديم و التأخير إلّا اذا كان الاستعمال يبيح كليهما .

بحث سيزدهم دربارهء تأخير مسند اليه است

مسند اليه ، مأخر مىشود در مواردى كه موقعيت ، تقديم مسند را اقتضاء مىكند . ( اينها در آينده ذكر مىشود ) و ما انگيزه‌هاى تقديم و تأخير را جستجو نمىكنيم مگر هنگامى كه در استعمال ، اين دو جايز باشد .

تطبيق عام على أحوال المسند اليه و ما قبله

أمير المؤمنين يأمرك بكذا ، جملة خبرية اسميّة من الضرب الثالث ، المراد بالخبر