إنى انتجعت العبّاس ممتدحا * وسيلتى جوده و أشعارى
عن خبرة جئت لا مخاطرة * و بالدّلالات يهتدى السّارى
و ابو نواس ، گفته است : بىترديد ، من ستايشكنان ، پيش عبّاس آمدهام و بخشش او و سرودههايم ، ابزار من است . و با آگاهى زانو زدهام نه از احساس خطر ، كه رونده با رهنمودها راه مىيابد . « عن خبرة » جار و مجرور ، متعلق به « جئت » و تقديم آن بر « جئت » مفيد اختصاص است .
« بالّدلالات » : جار و مجرور ، متعلق « يهتدى » و مقدم شدنش مىتواند براى فهماندن اختصاص باشد و مىتواند براى پاسدارى از قافيه باشد .
6 - و قال الابيوردى :
و من نكد الأيام أن يبلغ المنى * أخو اللؤم فيها و الكريم يخيب
و أبيوردى گفته است : و از دشوارى و ناگوارى روزگار اين است كه : صاحب پستى به آرزويش مىرسد و بزرگوار ، ناكام مىماند .
« من نكد الايّام » مسند و « أن يبلغ . . . » مسند اليه است . مسند ، براى تشويق به شنيدن مسند اليه ، مقدّم شده .
7 - و قال أبو الطيّب المتنبّى يهجو كافورا :
من أية الطّرق يأتى مثلك الكرم * أين المحاجم يا كافور و الجلم « 1 »
و ابو طيّب متنبّى در هجو مردى به نام كافور گفته است :
از كدامين راه ، كرم پيش چونان تو مىآيد ؟ اى كافور ، شيشههاى خونگيرى و تيغ حجامتت كجاست ؟ توضيح شعر ، متنبّى به كافور مىگويد : تو كجا و كرم كجا ؟ بايستهء توست كه حجامتگر باشى بعد ، از ابزار حجامتگران مىپرسد و مىگويد : اى كافور ، « محاجم » و « جلم » كجاست ؟
« محاجم » جمع محجمة است و محجمه ، شيشهء ويژهاى است كه حجامتگران ، خونها را در آن ، جمع مىكنند . در اين شعر ، « أين المحاجم » بر « يا كافور » مقدم شده چون « محاجم » محطّ استفهام بوده است و « يا كافور » براى حفظ قافيه ، بر « جلم » پيشى گرفته است .
هامش
( 1 ) . ديوان متنبّى ، ج 2 ، ص 404 .