اى كه چشم را از نور ، دل را از عشق و خانه را از مهر ، سرشار ساختهاى . اى ماه آرام بگير .
افقت را خالى مگذار تا تيرگى به جايت بنشيند ، در جايت بمان تا آشفتگى جانشينت نگردد . واژههاى « تمهّل » ، « لا تخل » ، « الزم » در اين شعر ، براى تمنّى استعمال شده است .
« تمهّل » و « الزم » دو صيغهء امر و « لا تخل » صيغهء نهى است .
المبحث الرابع فى التّمنّى
ألتّمنّى هو طلب الشّىء المحبوب الّذى لا يرجى و لا يتوقّع حصوله .
1 - إمّا لكونه مستحيلا كقوله :
الا ليت الشّباب يعود يوما * فأخبره بما فعل المشيب
2 - و إمّا لكونه ممكنا غير مطموع فى نيله - كقوله تعالى
« يا لَيْتَ لَنا مِثْلَ ما أُوتِيَ قارُونُ »
بحث چهارم دربارهء تمنّى است .
تمنّى ، آرزوكردن و خواستن چيز محبوبى است كه به پديد آمدنش ، اميد نمىرود و بر حصولش ، انتظارى نيست .
1 - يا براى اينكه آن محبوب ، محال و ناشدنى است . چون :
اى كاش ، روزى جوانى باز مىگشت تا از رفتار پيرى با من به او خبر مىدادم . پيداست كه : بازگشت جوانى عادتا محال است ، البتّه عقلا محال نيست « 1 » .
2 - يا براى آنكه محبوب ، دستيافتنى و ممكن است ولى به دستيابىاش طمع و آزى نيست . مثل اين آيهء شريفه :
« يا لَيْتَ لَنا مِثْلَ ما أُوتِيَ قارُونُ »
« 2 » اى كاش ، همانقدر كه قارون ، دارايى دارد ما هم داشتيم .
هامش
( 1 ) . و نمونههايى از بازگشت جوانى اتفاق افتاده است .
( 2 ) . قصص / 79 .