الْأَمْثالَ »
« 1 » . بنگر چگونه مثلها را براى تو آوردهاند . در اين آيهء شريفه ، « انظر » براى برانگيختن شگفتى استعمال شده است .
تمرين
بين ما يراد من صيغ الأمر فى التراكيب الآتية :
مقصود از صيغههاى امر ، در تركيبهاى آينده را بيان كن .
فصبرا فى مجال الموت صبرا * فما نيل الخلود بمستطاع « 2 »
در مسير مرگ ، شكيبا باش كه دست يافتن به جاودانگى مقدور نيست .
در اين شعر ، واژهء « فصبرا » و « صبرا » به جاى صيغهء امر ، به كار رفته است و مراد از آن ، ارشاد است .
فغضّ الطّرف انّك من نمير * فلا كعبا بلغت و لا كلابا « 3 »
نگاهت را فرو دار تو از تبار « نمير » ى و به شرف قبيلهء « كعب » و « كلاب » نمىرسى .
در اين شعر ، « غضّ » فعل امر است و براى تحقير به كار رفته است .
فياموت زر انّ الحياة ذميمة * و يا نفس جدّى انّ دهرك هازل « 4 »
اى مرگ ، به بالينم بيا كه زيستن نكوهيده است و اى جان ، كوشا باش كه روزگار تو بازيچه است . در اين شعر ، « زر » فعل امر است و براى تمنّى به كار رفته و « جدّى » براى ارشاد .
« خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ »
« 5 »
عفو پيشه كن و به نيكى فرمان ده و از نادانان ، روى بگردان . در اين آيهء شريفه ، « خذ » صيغهء امر است و براى ارشاد آمده ، همينطور صيغهء « أءمر » و « اعرض » .
أسيئنى بنا أو أحسنى لا ملومة * لدينا و لا مقليّة إن تقلّت .
بدى كنى يا نيكى ، نكوهشت نكنيم و اگر دشمنى پيشه سازى ما كين تو بر دل نگيريم « 6 » .
در اين شعر ، واژهء « اسيئى » صيغهء امر است و براى « تسويه » و برابر دانستن آمده .
يا ليل طل يا نوم زل * يا صبح قف لا تطلع
هامش
( 1 ) . اسراء / 48 .
( 2 ) . اين شعر از قطرى بن الفجاءه است .
( 3 ) . اين شعر از جرير است .
( 4 ) . اين شعر از ابو العلاء معرّى است .
( 5 ) . اعراف / 199 .
( 6 ) . اين شعر ، از كثير است .