خسيسى را كه با بخل ، عمرش به درازا كشيده شده باشد به من نشان دهيد ؛ و بخشندهاى را كه از بخشش فراوان ، مرده باشد ، بياوريد . واژهء « ارونى » و « هاتوا » براى تعجيز آمده است .
و حسن ظنّك بالأيام معجزة * فظنّ شرّا و كن منها على حذر
و گمان نيكوى تو به روزگار ، از ناتوانى است گمان بد ببر و از روزگار ، انديشناك باش .
« ظنّ » و « كن » صيغهء امر است و براى ارشاد به كار رفته .
نموذج
( نمونه ) بيّن نوع الإنشاء و صيغته فى الأمثلة الآتية
نوع انشاء و صيغهء آن را در مثالهاى آينده بيان كن .
1 -
يا أيّها المتحلّى غير شيمته * و من شمائله التّبديل و الملق « 1 »
ارجع الى خلقك المعروف ديدنه * انّ التّخلّق يأتى دونه الخلق
اى آنكه خود را به غير از رسم خويش ، آراستهاى و از عادتهاى تو چند رنگى و چاپلوسى است به سرشت شناخته شدهاى كه بدان عادت دارى باز گرد بىشك در پس خودآراييها سرشتى وجود دارد . در سطر نخست اين شعر ، « يأيها المتحلّى غير شيمته » انشاء طلبى از قلمرو ندا است . و در شعر دوّم « ارجع الى خلقك المعروف » « ارجع » صيغهء امر و انشاءطلبى است .
2 -
يا ابنتى ان أردت آية حسن * و جمالا يزين جسما و عقلا
فانبذى عادة التبرّج نبذا * فجمال النّفوس اسمى و اعلا
يصنع الصّانعون وردا و لكن * وردة الرّوض لا تضاع شكلا
دخترم اگر مىخواهى نشان نيكويى و جمال تنآرا و خردآرايى داشته باشى ، منش برهنگى و بىحجابى را كاملا رها كن كه زيبايى جانها والاتر و گرانقدرتر است .
صنعتگران ، گلى مىسازند ، لكن گل باغ ، مانند ندارد . در سطر نخست « يا ابنتى » صيغهء ندا و انشاء طلبى است . و در « فانبذى عادة التّبرج » صيغهء « انبذى » امر و انشاء طلبى است .
هامش
( 1 ) . اين شعر از « سالم » است وى مكنى به « ابن وابصه » بوده . نگاه كنيد به البيان و التبيين ، ج 1 ، ص 165 .