آهن باشيد . در اين آيهء مباركه ، « كونوا » صيغهء امر است و براى اهانت آمده .
11 - دوام و پايدارى ، مثل سخن خداى برين :
« اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ »
در اين آيهء شريفه « اهدنا » به معنى « ثبتنا » است . يعنى خدايا ما را در راه راست ، پايدار بدار .
12 - و تمنّى و آرزوكردن ؛ چون سخن امرؤ القيس :
هشدار اى شب بلند ، با آمدن صبح ، سپرى شو با اينكه بامداد برتر از تو نيست . در اين شعر ، « انجلى » فعل امرى است كه براى تمنّى به كار رفته .
13 - و الاعتبار ؛ كقوله تعالى :
انْظُرُوا إِلى ثَمَرِهِ إِذا أَثْمَرَ
14 - و الإذن ؛ كقولك لمن طرق الباب : ادخل
15 - و التكوين ؛ كقوله تعالى :
كُنْ فَيَكُونُ *
16 - و التخيير ؛ نحو : تزوّج هندا او اختها
17 - و التأديب ؛ نحو : كل ممّا يليك
18 - و التّعجّب ؛ كقوله تعالى :
انْظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثالَ *
13 - و پند گرفتن ؛ مثل سخن خداى برين :
« انْظُرُوا إِلى ثَمَرِهِ إِذا أَثْمَرَ »
« 1 » . هرگاه به بار نشست به ثمرش بنگريد . « انظروا » صيغهء امرى است كه براى پند گرفتن به كار رفته است .
14 - رخصت و اجازه دادن ؛ مانند سخن تو به كسى كه در را مىكوبد : « ادخل » : داخل شو .
15 - هستكردن و به وجود آوردن ؛ چون سخن خداى برين :
« كُنْ فَيَكُونُ »
« 2 » واژهء « كن » صيغهء امر است كه از سوى خداوند به گونهء امر تكوينى به كار مىرود . خداوند متعال ، پديد آمدن هرچه را بخواهد با گفتن « كن » پديد مىآورد و هست مىكند .
16 - و اختيار دادن و مخيّركردن ؛ مانند : « تزوّج هندا او اختها » با هند يا خواهرش ازدواج كن . در اين مثال « تزوّج » صيغهء امر است و براى تخيير به كار رفته .
17 - ادبكردن . مثل « كل ممّا يليك » از آنچه در كنارت هست بخور . واژهء « كل » فعل امرى است كه براى « تأديب » آمده .
18 - تعجّب ؛ ( برانگيختن شگفتى ) مانند سخن خداى برين :
« انْظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ
هامش
( 1 ) . انعام / 99
( 2 ) . يس / 82 .