فرمود اقسمت و تا سه بار بجا مانده چيزى .
روشن كردن : اقسمت چند تفسير دارد يكى اينكه يعنى قسم خوردم كه پايم را ندهم كسى ببوسد براى اينكه روا نيست يا مكروه است يا براى تقيه و چيزى براى رخصت آن بجا نمانده .
دوم تو را قسم مىدهم كه اين كار نكنى براى همان وجوه گذشته و پس از اين قسم چيزى از طلب بر جا نيست يا اينكه پس از بوسيدن دست و سر چيزى براى بوسيدن نمانده كه آن را بخواهى .
سوم يك فاضلى گفته يعنى من قسمت كردم احترام را ميان خود و خلفاء جور ، و دست و سر را برگزيدم و بوسيدن پا را بدانها وانهادم و بايد چيزى به آنها داد تا زيان آنها را نديد .
چهارم ديگرى گفته : تو قسم خوردى كه پايم را ببوسى و به آن اصرار دارى و ديگر چيزى بجا مانده ؟
پنجم : از فاضل ديگر : يعنى اى يونس تو قسم خوردى سه بار براى بوسيدن دست و سر و پا دو تا را انجام دادى و يكى مانده كه بوسيدن پاها است آن را هم انجام بده چون به حكم قسم بر تو واجب شده .
ششم : بقولى يعنى بخش كردى و بهره خود را بردى و يكى بجا مانده كه پابوسى است و روا نيست براى نقيه .
و من گويم : تفسيرهاى آخرين دور از باور و زشت است و بسا كه به بعضى از تفسيرها اينكه فرموده چيزى بجا مانده گوشه زده به يونس و همگنانش در بىاخلاصى و سستى عقيده و اينكه اخلاص مهمتر است از اين تشريفات رسمى كه بدان توجه دارى زيرا ميدانست كه او به زودى گمراه مىشود و به فطحيه ( پيروان عبد الله برادرش ) مىگرود . . .
38 - كافى : بسندش تا امام كاظم ( ع ) فرمود : هر كه خويشاوندى را به مهر خويشى ببوسد بر او گناهى نيست ، و بوسه برادر دينى بگونه است و بوسيدن امام در ميان دو چشم او .
بيان : به مهر خويشى يعنى نه براى شهوت و مقاصد ناروا ، و بقولى يعنى امام ميان دو چشم خويشانش را بوسد و گويا آن را از عمل پيغمبر ( ص ) با جعفر استفاده كرده و سستى آن روشن است .
39 - كافى : تا امام ششم ( ع ) كه نشايد بوسيدن لب جز در زوجه و خردسال ( بسا زوجه كنيز را هم فرا گيرد ) .
بحار الأنوار ( ج 73 ) ( آداب و سنن ) ( فارسى ) — صفحة 28
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٨