او گردد و خود آن حضرت ( ص ) چون ركوع ميكرد سرش زبر و زير نميداشت تا از تنش بالاتر نمايد و آن را استوار ميداشت و اقناع بالا گرفتن سر است و برآوردن آن خدا تعالى فرموده ( 44 سوره ابراهيم ) فرمانگزارند و سرها را فراز گيرند " و آنچه مستحب است در اين باره اين است كه پشت نمازگزار با سرش برابر باشند در حال ركوع زيرا چون رسول خدا ( ص ) به ركوع ميرفت اگر آب بر پشتش ريخته ميشد بر قرار ميماند ، و امام صادق ( ع ) فرمود : نماز ندارد كسى كه پشت خود را پايدار ندارد در ركوع و سجودش .
و نهى فرمود : از برگرداندن لب مشك آب ( و پس از شرح لفظ حديث گويد ) و معنى حديث اينكه نهى كرده از نوشيدن آب از دهان مشك و آلودن آن با لبان خود يعنى نبايد مشك را به دهان گرفت براى نوشيدن آب چون آب آن آلوده شود و اين دستور بهداشت بسيار ارزندهايست كه دانش بشرى قرنها بعد بدان دست يافته .
و نهى فرمود ( ص ) : چيدن خرما در شب ، براى آنكه مستمندان نباشند تا از آن بهره برند .
و فرمود : تيكه كردن در ميراث نباشد ، و مقصود اينست كه كسى بميرد و چيزى بجا گزارد كه اگر تيكه شود به حساب ارث بران مايه زيان بر همه يا بر برخى از آنها باشد ، فرمايد نبايد براى سهم وارثان تيكه شود و اينكه فرموده :
لا تعضية في ميراث
تعضيه بمعنى تفريق است تا گويد : خدا عز و جل فرموده ( 91 سوره الحجر )
الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ
" يعنى به پاره از آن ايمان آورند و بپارهاى كفر ورزند و آن را تيكه تيكه كنند و آنچه قسمت پذير نباشد چون دانه گوهر است كه اگر تيكه شود از سود بيفتد و همچنان حمام و گرمابه كه تقسيم شود و چون پوستين در جامهها و هر چه مانند آنها باشد و اين سررشته مهمى است در قضاوت كه در رديف آنست حديث ديگر كه
لا ضرر و لا اضرار في الاسلام "
و اگر يكى از ورثه اصرار كند كه آن را قسمت كنند اجابت نشود ولى آن را بفروشند و بهايش را ميان آنها تقسيم كنند .
و نهى فرمود ( ص ) : از دو جور جامه پوشيدن : اشتمال صماء و از اينكه كسى ميان يك جامه درآيد و ميان فرج او و آسمان پوشش ديگرى نباشد ، اصمعى گفته : اشتمال صماء نزد عرب اينست كه كسى يك جامه بر همه تنش پوشد و آستين مانندى نباشد كه دستش را از آن بدر آورد و فقهاء گويند كه آن اينست كه كسى يك جامه به خود گيرد و از يكسو آن را روى شانه اندازد و فرجش از آن پديد باشد .
و امام صادق ( ع ) فرمود : التحاف صماء اينست كه كسى رداء خود را زير بغل خود گيرد و دو سويش را جمع كند و روى يك شانه اندازد و اين تفسير درست آنست نه آنچه خلاف آن