با زنش درآيد تا از احتلامش غسل كند كه آن را ديده و اگر كرد و فرزند ديوانه درآمد جز خود را ملامت نكند ، و بد داشت كسى با گرفتار خوره سخن گويد جز ميانشان چهار گز فاصله باشد ، و فرمود : از خورهدار بگريز چنانچه از شير و بد داشت شاشيدن بر شط نهر روان را ، و بد داشت كسى بيالايد زير درختى كه ميوهاش رسيده يا زير نخل خرما كه خرماى رسيده دارد ، و بد داشت كه كسى نعلين پوشد ايستاده ، و بد داشت كه به خانه تاريك درآيد جز كه پيش او چراغى يا آتشى باشد ، و بد داشت فوت كردن در جاى نماز را .
خصال : مانندش را آورده .
3 - قرب الاسناد : تا رسول خدا ( ص ) كه فرمانداد آنها را بهفت و بازداشت از هفت ، فرماندادشان : بعيادت بيماران ، و تشييع جنازهها ، و انجام سوگند ، و خبر باش عطسهزنها ، و يارى ستمديده و فاش كردن سلام ، و پذيرش دعوت ، و بازداشتشان از بدست كردن انگشتر طلا ، و نوشيدن در ظرف طلا و نقره ، و از زينهاى سرخ ، و از جامه ابريشم و ديبا و حرير و سرخ زننده .
4 - اربعين شهيد : تا ابن صدقه مانندش را آورده و گفته : برخى از اين امرها براى وجوب نيست و كسى كه امر را براى وجوب داند بدليل ديگر آن را تفسير به استحباب كرده و چنانست برخى از اين نهيها كه معنى حرمت ندارد ( و پس از تفسير خبر باش عطسه زن به اينكه به او يرحمك الله و مانندش گفته شود گويد ) افشاء سلام نشر آنست و استبرق ديباى ضخيم است . . .
5 - همان : تا ابن زياد كه شنيدم امام باقر ( ع ) كه از كشتن مورچه و مار و كرم آزار كن پرسش شده بود فرمود : كشتن و سوزاندن آنها باكى ندارد اگر آزار كنند ، ولى مارهاى خانگى را نكشيد سپس فرمود : يك جوان انصارى در روز جنگ احد بهمراه رسول خدا بيرون شد و همسر زيبائى داشت ، و چون پس از غيبت برگشت بناگاه همسرش از در خانه بدر آمد و او با نيزه به دو حمله و رشد و همسرش گفت : مكن ولى به خانه درآى و ببين در خانهات چيست و او درآمد و بناگاه مارى گرد بسترش چنبرهزده بود ، و آن زن به شوهرش گفت : آنست كه مرا بيرون كرده و نيزه بسر آن مار فرو كرد و آن را آويزان نمود و به او نگاه ميكرد كه چگونه به خود مىپيچد و در اين ميان افتاد و گردنش شكست و آن را برسول خدا ( ص ) گزارش داد و آن روز بود كه نهى كرد از كشتن آنها و همانا فرمود : هر كه آنها را از ترس زيان آنها بكشد از ما نباشد و اين براى جز آنهاست و اما مارهاى خانگى را آن روز رسول خدا ( ص ) از كشتنشان نهى كرد .
6 - همان : تا پيغمبر ( ص ) كه بعلى ( ع ) فرمود : مبادا انگشتر طلا بدست كنى كه آن
بحار الأنوار ( ج 73 ) ( آداب و سنن ) ( فارسى ) — صفحة 218
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢١٨