غذا خوردن روى زمين با بردگان ، و سوار شدن بر الاغ پالاندار - تا آخر خبر .
38 - امالى طوسى : تا على بن ربيعه اسدى ( مضمون شماره 23 را آورده ) .
39 - محاسن : تا امام ششم ( ع ) فرمود : امير مؤمنان ( ع ) سواره نزد يارانش آمد و آنها پياده دنبالش رفتند ، و رو به آنها كرد و فرمود : نيازى داريد ؟ گفتند : نه يا امير المؤمنين دوست داريم همراه شما باشيم فرمود : برگرديد كه پياده رفتن بهمراه سواره تباهى است براى سوار و خواريست براى پياده ، فرمود : بار دگر سوار شد و پياده دنبالش راه افتادند فرمود :
برگرديد كه كوبش كفشها دنبال سر مردها سبب تباهى دل بيخردانست .
40 - كشى : تا عبد الله بن عطا كه امام ششم دنبالم فرستاد و برايش استرى و خرى زين شده بود و به من فرمود : ميخواهى بهمراه ما سوار شوى ، تا بسوى مال ما برويم ، گويد : گفتم :
آرى فرمود : كدام را دوستتر دارى كه سوار شوى ؟ گفتم : خر را فرمود : خر براى من آسانتر است گفتم من نخواستم سوار استر شوم كه سوارش بشوى و سوار خر نشوى ، گويد : سوار خر شد و من سوار استر شدم و رفتيم تا از مدينه بيرون شديم و در اين ميان كه با من گفتگو ميكرد بناگاه مدتى روى زمين خم شد و گمان كردم زين و فشار آن او را ازار داده سپس سر برداشت گفتم قربانت گويا زين بر شما تنگ است كاش بر استر سوار شدى فرمود : نه هرگز ولى خر رقصيد و همان كردم كه رسول خدا ( ص ) كرد سوار خرى بود بنام عفير واقصيد و آن حضرت تا خدا خواست سر بر غاشيه زين نهاد سپس سر برداشت و گفت : پروردگارا اين كار عفير است و كار من نيست .
باب پنجاه و ششم در تشويق مردان بسوارى و نهى از سوار شدن زن بر زين
اخبار باب
1 - عيون : تا امير مؤمنان ( ع ) كه فرمود : عطر نشاط است ، عسل نشاط است ، و سوارى نشاط است ، و نگاه بر سبزه هم نشاط .
2 - خصال : تا امام باقر ( ع ) كه فرمود : روا نيست زن بر زين نشيند براى سوارى جز در ناچارى و در سفر ( گويا مقصود نهى از اسب تازى براى تفريح و بازى و نمايش است در برابر مردان از مترجم ) .