بحول و قوه خدا نه بحول و قوه خودم بلكه بحول و قوه خدا . بيزارم به تو پروردگارا از حول و قوه بار خدايا بركت اين سفرم و بركت اهلم را از تو خواهم ، بار خدايا از تو خواهم از فضل واسعت روزى حلال و پاك را به من برانى و من اندر عافيت باشم بقوله و قدرتت ، بار خدايا من به اين سفر رفتم و بجز تو اعتماد ندارم و اميدى بجز تو ندارم پس روزى كن مرا در آن شكر و عافيت ، و توفيقم ده براى طاعت و عبادت خود تا خشنود باشى و بالاتر .
19 - در حديثى كه چون پيغمبر براى سفرى بيرون ميشد و بر مركب خود قرار ميگرفت سه بار تكبير ميگفت و از آن پس ميگفت :
سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنا هذا وَ ما كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ وَ إِنَّا إِلى رَبِّنا لَمُنْقَلِبُونَ
بار خدايا ما در اين سفر از تو خواهانيم نيكى و تقوى و كار پسند تو را ، بار خدا اين سفر را بر ما آسان كن ، و دوريش درنورد ، بار خدا به تو پناهم از رنج سفر و سختى برگشت و منظره بد در اهل و مال و فرزند ، و چون برگشتى گفت :
آئبون تائبون عابدون لربنا حامدون .
20 - تا حارث همدانى از امير مؤمنان كه از قصر بدر آمد و پا در ركاب نهاد و گفت :
بسم الله و چون بر مركب نشست گفت : سپاس خدا را كه ما را گرامى داشت و به خشكى و دريا برداشت و از طيبات روزى داد و بر بسيارى از آفريدههايش ما را برترى داد
سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنا هذا وَ ما كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ وَ إِنَّا إِلى رَبِّنا لَمُنْقَلِبُونَ
، پروردگارا گناهانم را بيامرز كه جز تو گناهان را نيامرزد ، سپس فرمود : از رسول خدا ( ص ) شنيدم ميفرمود : خدا از بندهاى خوشش آيد كه گويد : پروردگارا گناهان مرا بيامرز كه جز تو گناهان را نيامرزد ( شرحى راجع بسند حديث آورده كه ترجمهاش سود عمومى ندارد ) .
21 - امالى صدوق : تا ابن نباته كه ركاب امير المؤمنين ( ع ) را نگهداشتم كه ميخواست سوار شود پس سر بلند كرد و لبخندى زد ، گفتم يا امير المؤمنين سر بلند كردى و لبخند زدى ؟ آرى اى اصبغ اسب شهباء را براى پيغمبر ( ص ) نگهداشتم و سر به آسمان بر آورد و لبخند زد گفتم : يا رسول الله سر به آسمان برآوردى و لبخند زدى ؟ فرمود : اى على كسى نباشد كه سوار شود و آية الكرسى بخواند و سپس گويد
استغفر الله الذى لا إله الا هو الحى القيوم و اتوب اليه ، اللهم اغفر لى ذنوبى انه لا يغفر الذنوب الا انت
جز اينكه آقاى كريم فرمايد : اى فرشتههايم بندهام داند كه جز من گناهان را نيامرزد گواه باشيد كه گناهانش را آمرزيدم .
تفسير قمى : مانندش را آورده .
محاسن : مانندش را آورده جز كه بجاى آية الكرسى آيه سخره را ذكر كرده ( آيه 54 سوره