الاعراف ) .
گويم : دعاء سوار شدن در خبر اين اسباط در باب ادعيه سفر گذشت .
22 - خصال در اربعمائه : امير مؤمنان ( ع ) فرمود : چون سوار چهارپايان شويد خدا عز و جل را ياد كرده و گوئيد :
سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنا هذا وَ ما كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ وَ إِنَّا إِلى رَبِّنا لَمُنْقَلِبُونَ
.
23 - امالى طوسى : تا على بن ربيعه اسدى كه چون على ( ع ) پا در ركاب نهاد گفت :
( همان مضمون شماره 20 را آورده جز كه بجاى
إِنَّا إِلى رَبِّنا لَمُنْقَلِبُونَ
30 بار تسبيح و 30 بار حمد خدا و 30 بار تكبير آورده و در پايانش فرموده : رسول خدا اين كار كرد و من پشت سرش سوار بودم .
24 - قرب اسناد : تا امام باقر ( ع ) كه چون مركب على ( ع ) سر در ميرفت ميگفت : بار خدايا به تو پناهم از زوال نعمتت ، و از دگرگونى عافيتت ، و از بناگاه رسيدن نقمتت .
25 - ثواب الاعمال : تا رسول خدا ( ص ) كه فرمود : چون كسى كه سوار مركب مىشود نام خدا برد فرشته دنبالش شود كه حفظش كند تا پياده شود و اگر نام خدا نبرد شيطانى دنبالش سوار شود و به او گويد : آواز بخوان و اگر گويد نتوانم به او گويد آرزو كن در دل و پيوسته در آرزو باشد تا پياده شود ، و فرمود : هر كه چون سوار مركب شود گويد :
بسم الله و لا حول و لا قوة الا بالله
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدانا لِهذا
و
سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنا هذا وَ ما كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ
"
جز كه خود و مركبش حفظ كرده تا پياده شود .
محاسن : از يقطينى مانندش را آورده .
26 - محاسن : ( مضمون شماره 10 را آورده و افزوده ) و رفت و رفتم تا به جائى رسيديم گفتم : قربانت نماز فرمود : اينجا وادى مورچه است نماز در آن خوانده نشود تا رسيديم بجاى ديگر و همان را گفتم ، فرمود : اينجا شورهزار است نماز در آن خوانده نشود ، تا خود پياده شد و به من فرمود : نماز خوانى يا نافلهات را خوانى گفتم : اين نمازيست كه مردم عراق آن را زوال خوانند ، فرمود : آنان كه نماز خوانند شيعه على باشند و آن نماز اوابين است پس نماز خواند و نماز خواندم سپس ركابش را گرفتم و همان دعاى آغاز را خواند و آنگاه فرمود : بار خدايا مرجئه را لعن كن كه دشمن ما باشند در دنيا و آخرت ، گفتمش قربانت چه تو را به ياد مرجئه انداخت ؟ فرمود : بخاطرم آمدند .
27 - همان : تا يك راوى استاد كه چون امام ششم پا در ركاب مركبش مينهاد ميگفت :
سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنا هذا وَ ما كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ
" و هفت تسبيح ميگفت و هفت حمد و هفت لا