ضبط شده ، و مرگ بر گردن ما است ، دوزخ پشت سر ما ، و ندانيم با ما چه مىشود ؟ به اويس قرنى گفتند : چگونه صبح كردى اى ابو عامر ؟ گفت : چه گمان بريد به كسى كه هر روز يك منزل روانه آخرتست و نداند كه چون سفرش بسر آيد بهشت رود يا دوزخ ؟ و گفت از قول عبد الله بن جعفر طيار كه روزى نزد عمويم على بن ابى طالب ( ع ) رفتم صبح بود و آن حضرت بيمار گفتم : چگونه ؟ صبح كردى اى امير مؤمنان ؟ گفت : پسر جانم چگونه است صبح كسى كه با ماندن خود فانى مىشود ، و با داروى خود بيمار ميگردد ، و از راهى كه خود را در امان ميداند بر او تاخت مىشود .
و به امام چهارم ( ع ) گفته شد : چگونه صبح كردى اى زافره رسول خدا ( ص ) فرمود : صبح كردم با هشت بدهكارى خداى تعالى فرائض را از من ميخواهد ، و پيغمبر ( ص ) سنت را ، و عيال قوت را ، و نفس خواستههاى خود را ، و شيطان پيروى را ، و دو فرشته نگهبان كردار درست را و ملك الموت جان را و گور تن را ، من در ميان اين بدهكاريها هستم .
و گفته شد به فرزندش محمد بن على ( ع ) چگونه صبح كردى ؟ فرمود : غرق در نعمت و زير بار گناهان ، معبودمان ما را بدوستى ميخواند با نعمتهاى خود ، و ما با معاصى او را بدشمنى ميخوانيم ، و ما به او نيازمنديم ، و او از ما بىنياز است .
به ابو بكر بن عبد الله مزنى گفته شد : چگونه صبح كردى ؟ گفت : نزديك به مردن ، و دور از آرزوى خود ، و با كردار بد ، و اگر گناهانم بو داشت شما با من همنشين نميشديد .
گويد : بيكى از سالخوردگان گفته شد : چگونه صبح كردى ؟ گفت :
صبح كردم و مردى نه كه دنبال نيازش برود * يا خانه نشيند و بكردار خوشى در نگرد
و به جابر عطاردى كه 120 سال داشت گفته شد چگونه صبح كردى ؟ گفت :
صبح كردم و اعضاء تنم يار نباشند بهم * گويا كه جوانيم چه وامى بود و گذشت
گويم : از خط شهيد ره بسندى روايت است از ابن عباس كه روزى در كوچههاى مدينه در گذر بوديم ( بهمراه پيغمبر ص ) و على بن ابى طالب در رسيد و گفت :
السلام عليك يا رسول الله و رحمت الله و بركاته
و آن حضرت فرمود :
عليك السلام
يا امير المؤمنين چگونه صبح كردى گفت : در حالى كه خوابم پريشانى است و بيدارم هراس و فكرم براى مردن الخ .
2 - نهج البلاغه : بامير مؤمنان گفته شد : چگونه خود را يا بى اى امير مؤمنان ؟ فرمود چگونه باشد حال كسى كه فانى شود با ماندن خود ، و بيمار شود بدنبال تندرستى خود ، و از آنجا كه در امن است گرفتار شود .