تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 73 ) ( آداب و سنن ) ( فارسى ) — صفحة 13

مساهمون:

ص١٣
بدهى : خداى تعالى از من واجبات را خواهد ، و پيغمبر سنت خود را و عيال خوراك خود را ، و نفس دلخواه را ، و شيطان گناه را و دو نگهبانم كردار درست را ، و ملك الموت جانم را ، و گور تنم را ، و من ميان اين بدهكاريها اندرم . دعوات راوند مانندش را آورده . 2 - جامع الاخبار : به حسين بن على ( ع ) گفتند : چگونه صبح كردى يا ابن رسول الله ؟ صبح كردم و پروردگارى دارم بالاى سر و دوزخى پيش رو و مرگ مرا جويد و حساب در گرد من است و من در گرو عمل خودم ، با آنچه نخواهم نيابم و آنچه را نخواهم جلو نتوانم گرفت ، كارها بدست ديگرى است اگر خواهد عذابم كند و گر نه مرا عفو كند ، پس چه كسى از من فقيرتر است ؟ گويد : بامير مؤمنان گفتم : چگونه صبح كردى ؟ و فرمود : چگونه صبح كند كسى كه از خدا دو نگهبان دارد ، و بداند كه گناهانش نوشته است در دفتر و اگرش پروردگار ترحم نكند سرو كارش با دوزخ است . به فاطمه ( ع ) گفتند : چگونه صبح كردى اى زاده مصطفى ؟ فرمود : ناخواه دنياى شما و دشمن مردان شما كه چو آنان را مزه كردم بدور افكندم و در رنج و بلايم با نبود پيغمبر و ستم بر وصى او . از منهال است كه پس از سلام به امام چهارم گفتم : چگونه صبح كرديد رحمت خدا بر شما ؟ فرمود : تو پندارى شيعه ما هستى و بام و شام ما را ندانى صبح‌ها در مردم ما بمانند بنى اسرائيل است در ميان فرعونيان كه پسرها را سر برند و دخترها را زنده دارند ، و بهترين مردم صبح كرد پس از پيغمبر كه او را بر سر منبرها لعن ميكردند و بر دشنام به دو مال و مقام ميدادند ، و صبح كند هر كه ما را دوست دارد حقش را كم گذارند بدوستى ما ، قريش صبح كردند و بر همه عرب فضل فروختند كه محمد از آنها است ، به حق ما درخواست دارند و براى خود ما حقى نشناسند ، به خانه در آى اينست بام و شام ما . از جابر است كه روزى نزد على ( ع ) رفتم و گفتم : چگونه صبح كردى يا امير مؤمنان ؟ فرمود : روزيم را مىخورم ، جابر از دنيا پرسيد فرمود : چه گويم در باره خانه‌اى كه آغازش غم است و انجامش مرگ و ماتم ، گفت : رشك آورتر مردم كيست ؟ فرمود تنى زير خاك آسوده از كيفر و اميدوار به ثواب . و از سلمان پرسيدند چگونه صبح كردى ؟ گفت : چه صبحى دارد كسى كه پايانش مرگ است و منزلش گور و همسايه‌اش كوهها و اگرش نيامرزند مسكنش دوزخ .