خوابش كم .
دلش پاك ، و دانشش تابناك ، چون دست يافت بگذرد ، و چون وعده داد بپايد ، روزه دارد بدلخواه ، و نماز خواند از ترس خدا ، چنان نيكو كار كند كه گويا خدايش بينا است ، ديده فرود و سخاوتمند و دست باز ، خواهشكننده را رد نكند و از بخشش دريغ ندارد ، با برادران پيوست باشد و پياپى احسان كند ، سخنش را بسنجد و زبانش را ببندد ، در خشمش اندر نشود ، و در دوستى نابود نگردد ، باطل را از يار خود نپذيرد ، و حق را از دشمنش رد نكند ، نياموزد جز براى اينكه بداند ، نداند جز براى اينكه به كار بندد .
كينهاش اندك ، شكرش بسيار ، روز روزى و زندگى جويد و شب بر گناه خود بگريد ، اگر با دنيا داران راه رود از همه زيركتر باشد و اگر با آخرت طلبان از همه پارساتر ، در كسب روزى شبههناك نپسندد ، و در دينش دنبال رخصت نرود ، در لغزش برادرش به دو مهربانى كند ، و صحبت خوش گذشته با او را فرا ياد آرد .
بيان : گردان انديشه كه پيوسته انديشه او در جنبش است ، و در نسخهاى ( جهورى الذكر ) كه بآواز بلند ذكر خدا كند و جوهرى ذكر يعنى ذكر او پاك و با ارزش است و گويا تصحيف باشد .
خوددار است و آبرو نگهدار ، و يا از خطاء بر كنار ، حاسوس و جاسوس بيك معنا است « و لا تجسسوا » يعنى آنچه عيانست بگيريد و آنچه نهانست از طرف خدا عز و جل وانهيد ، يا اينكه از درون كارها كاوش مكنيد ، يا از عورتها بررسى ننمائيد ، پايان .
و خلاصه حساس و جساس در معنى بهم نزديكند ، و گويا يكمى گمان پرانى در باره مردم است و دومى بازرسى از احوال آنان ، و بسا يكمى به معناى حيلهگرى يا كشتار و يا ريشهكنى مردم باشد .
بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 247
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٤٧