تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
اين حديث هم در ظاهر گزارش فرمانيست از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله كه مؤمن بايد زيرك و باريك بين و با انضباط باشد در كار دنيا و دين ، هوشمند باشد و بى خبر نماند از آنچه بسا او را گرفتار كند ، و از آن خود را بپايد . حسن گفته : مؤمن با هوش است ، دنيايش ويران كرده تا بدان آخرتش را بسازد و آخرتش را ويران نكند تا با آن دنياى خود را بسازد . على بن به كار گفته : نيكان رفتند و بجا نمانده جز آنكه دو درهم را گزيده‌تر دارد از دين خود . يحيى بن معاذ گفته : پول كژدم است اگر نتوانى گردنش را خوب بگيرى دست بدان مياز كه آن اگر تو را بگزد تو را بكشد با زهرش ، گفتند : گردنش كدام است گفت راه حلال بودن آنست و بجا صرف كردن آن . و همانا آن حضرت اين اوصاف را براى مؤمن شرط كرده زيرا در آنها است همه گونه خير و خوبى ، زيرك باشد و نگران در دلائل كه او را بدانش رسانند ، با هوش باشد و بفهمد آنچه آيد و باشد و كند و نهد ، و با اين همه خود را واپايد و دورى كند زيرا مؤمن هميشه ميان بيم و اميد است . سود حديث تشويق به آگاهى و بيدارى و كم تكيه كردن بدنياى فريبكار و پر نيرنگ است راوى حديث انس بن مالك است . 41 - الشهاب : فرمود صلّى اللَّه عليه و آله : مؤمن مهر آميز و همدم است . الضوء : الفت : اجتماعى است پيوسته و از دل . و تأليف گرد آوردن تيكه‌هاى پراكنده است با ترتيب كه آنچه پيش بايد پيش باشد و آنچه بدنبال در دنبال باشد ، و پرنده‌هاى خانگى را أوالف گويند . ميفرمايد : بايد مؤمن مهرورز و همدم مردم باشد ، و به او همدم شوند ، نه نفرت كن باشد و نه نفرت آور براى انجام نيازهاى برادر مؤمنش سبك خيز باشد ، و خود را از او بالا