و خوب بازگشتى است .
و طوبى درختى است در بهشت بنش در خانه پيغمبر است و مؤمن نباشد جز در خانهاش شاخهاى از آنست بدلش خواهش چيزى نگذرد جز كه آن شاخه برايش ببار آورد ، و اگر سوارى تندر و صد سال زير سايهاش بتازد از آن برون نشود ، و اگر از فرودش كلاغى بپرد تا پير شود بفرازش نرسد .
هلا در اين دل بنديد و رو كنيد ، راستى مؤمن به خود اندر است ، و مردم از او در آسايشند و آزارى نبينند ، چون شبش در خود گيرد ، رو بر خاك نهد و براى خدا سجده كند با اندام ارجمند تنش ، راز گويد با خدا در باره آزاد كردن خود ( از دوزخ ) هلاكه چنين باشيد .
12 - خصال ( ج 2 ص 87 ) بسندش تا امير مؤمنان عليه السّلام كه راستش مردم پرهيزكار را نشانهها است ، و حديث را كشانده چنانچه گذشت جز كه در آنست :
وفاء به عهد و كمى فخر و بخل ، و صله ارحام ، و در آنست كه : چيزى در دل نخواهد جز فراهمش آيد ، و گفته : اگر كلاغى از بنش پرد بفرازش نرسد تا از پيرى پر سپيد گردد .
در مشكات الانوار بنقل از محاسن تا
طُوبى لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآبٍ
آمده .
بيان : در نهايه است از حديث كه بهتر زنها آميزنده با شوهر است يعنى خوش پذيرا و سازگار ، بذل معروف احسان با مال است و جز آن ، در سايهاش زير خانههايش باشد زيرا در بهشت سايه نباشد بلكه همه يك نواخت چون سايهايست كشيده چنانچه گفته شده و از اين رو در نهايه است كه : در بهشت درختى است كه سوار در سايه آن صد سال ميرود يعنى در فرود آن و نام كلاغ برده چون از هر پرنده درازعمرتر است . و شرح مبسوطش در باب جوامع الكلم آيد ان شاء اللَّه .
13 - امالى صدوق ( ص 164 ط قم ) بسندش تا ضحاك كه مردى از ابن عباس پرسيد . خدا در بهشت چه پنهان دارد با اينكه از همسران و خدمتكاران و عطرها و نوشابه