تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
كه جوخه باشد از پنج تا سيصد و چهارصد تن است . بايد بدانى كه اين دو روايت دلالت دارند حارثه در زمان خود پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله شهيد شده و برخى هم گفتند ولى مخالف گفته شيخ است در رجالش كه گفته : حارثة بن نعمان انصارى با كنيه ابو عبد اللَّه حاضر بدر واحد و نبردهاى پس از آنها بود و گفتند دو بار جبرئيل را به صورت دحيه كلبى ديده نخست در يورش پيغمبر به بنى قريظه و دوم در برگشت از جنگ حنين ، و با امير المؤمنين در جبهه جنگ همراه بود و در زمان معاويه درگذشته . پايان . و اين اشتباه است زيرا در خبر حارثة بن مالك آمده كه نعمان نياى او است و سخن شيخ در باره حارثة بن نعمان است و او جز او است ، آرى آنچه كه نابينا شده با اين دو روايت اندكى مخالف است و به زور مىشود آن را توجيه كرد ، شگفت اينكه اين حديث در كتب مخالفان هم هست چنانچه در نهايه آمده ولى او را در رجال خود نام نبرده‌اند ، و شايد براى اينست كه از او روايتى نرسيده و اصحاب ما هم بعنوان راوى او را نام نبردند . 10 - خصال ( ج 1 ص 52 ) بسندش از امام صادق عليه السّلام كه چون نام مؤمن را نزد او بردند فرمود : همانا مؤمن آنست كه چون خشم گيرد از حقش بدر نبرد ، مؤمن آنكه چون خشنود شود و بپسندد پسندش او را بيهوده در نياورد ، مؤمن آنكه چون توانا شود دست نيندازد بدان جا كه نبايدش . خصال ( ج 1 ص 51 ) بسندش از امام باقر عليه السّلام مانندش را آورده و در حديثى طولانى جز اينكه در آن گفته ( دست نيازد بدان چه از او نباشد ) . 11 - امالى صدوق بسندش تا على عليه السّلام راستى براى دينداران نشانه‌ها است كه بدانها شناخته شوند : راستى در حديث ، پرداخت سپرده ، پايش به پيمان ، صله رحم ، مهرورزى با ناتوانان ، كم آميزشى با زنان ، بخشش ، خوبى ، حسن خلق ، و گشادگى در چهره ، پيروى دانش ، و آنچه مايه تقرب به خدا عز و جل ، و طوبى دارند