تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
بيان : در كافى بجاى آميخته علمش را بحلم ، عملش را آمده بمعنى كردار ، و آنچه در اين جاست سازگارتر است با اخبار و روشنتر ، زيرا علم بىعمل بيشتر اوقات مايه تكبر و بلند پردازى و كم خردى است . مينشيند تا بداند كه مجلسى را برگزيند براى آموختن نه براى مقاصد فاسده و در مجلس علم گويا شود تا سخن عالم را بهتر بفهمد اگر نفهميده نه اينكه مجادله كند و اظهار فضل نمايد ، امانت خود را بازگو نكند ، رازى باشد به دو سپرده يا مالى يا اسرار كارهائى كه فاش كردن آنها مايه زيانست و آنها را بدوستان نگويد چه رسد بدشمنان . و نهان نكند گواهى كه بنفع دشمن دارد براى دشمنى با او و از گواه شدن براى او دريغ نورزد ، در هيچ كار حق خودنمائى ندارد چون جز كار حق نكند و بدعت نياورد و حق را براى شرم از آن واننهد كه خدا فرموده ( 53 - الاحزاب ) و خدا شرم نكند از بيان حق . ترس او از تمجيد ديگران براى اين كه مبادا خودبين شود و كارش تباه گردد يا دروغ گويند و بدان خشنود شود و بر آن كيفر بيند و سودى از تمجيد آنها نبرد چنانچه خدا فرموده ( 32 - النجم ) و ( 49 - النساء ) بلكه خدا تزكيه كند هر كه را خواهد . از آمار آنكه ميداند چون خدايا او و پيغمبر و ائمه عليهم السّلام و فرشته‌هاى نويسنده و در كافى احصاء عمل آمده . 15 - خصال ( ج 2 ص 129 ) بسندش از طاوس يمانى كه شنيدم امام سجاد عليه السّلام ميفرمود : نشانه‌هاى مؤمن پنجند ، گفتم : اى زاده رسول كدامند ؟ فرمود : پارسائى در تنهائى ، صدقه در كم دارى ، شكيبائى در آسيب‌زدگى ، بردبارى در هنگام خشم و راستى با ترس . در درة الباهره از آن حضرت مانندش آمده . بيان : با ترس كه به اندازه وجوب تقيه نباشد . 16 - خصال ( ص 7 ) بسندش تا امير مؤمنان عليه السّلام كه مؤمن آنست كه كسبش حلال ، خلقش نيك ، و درونش درست و فزونى مالش را در راه خدا انفاق كند ، و فزونى