آزارى نكشد .
2 - خدا پس از پايان آن بوى تفضل كند و مانندش را هميشه به او برساند تا آزارى و دردى بر او نباشد و اگر دوزخى است و سزاوار كيفر خدا به اندازه عوضى كه بايدش از كيفر او كاهد زيرا به حكم خرد سود رسانى با دفع زيان جدا نباشد از هم ، و چون كيفرش سبك گردد و آزارهايش كلان باشد داند كه كيفرش پس از اينكه اين قدر از آن كاسته شده سختتر باشد ، و از اين رو آسايشى ندارد .
يا گوئيم خدا تعالى عوض آزارهايش را چنان بر اوقات كيفرش بخش كند كه سبكى كيفر را نيابد .
خلاف دارند كه دوام عوض بايست يا نه ؟ جبائى گفته : آرى ، ابو هاشم گفته :
نه ، و مصنف آن را پسنديده و لازم نيست بعوضخواه بفهمانند كه فراوانى در زندگى او عوض است براى او بخلاف ثواب كه بايد دانسته به او پرداخت شود . و بنا بر اين مىشود خدا در دنيا ببرخى از عوضخواهان نامكلف فراوانى دهد و نفهمند كه عوض است ، و اينكه كين كشد براى برخى از برخى در اين جهان و بازگشت آنان در ديگر سرا بايست نيست ، عوض سود خاصى نيست بلكه با هر سودى كه دلخواه عوض ستانست پرداخت مىشود ، بخلاف ثواب كه بايد از جنس لذتهاى شناخته مكلف باشد .
نميشود عوض را گذشت كرد و بخشيد از طرف عوضخواه نه در دنيا و نه ديگر سرا خواه بر خدا باشد يا ديگرى .
اين گفته ابى هاشم و قاضى است و ابو الحسين عقيده دارد كه اگر عوض بر ما باشد مىتوان با گذشت عوضخواه ساقط گردد و ستمگر از ستمكش حلاليت طلبد و او حلالش كند بخلاف عوضى كه بر خدا است كه اسقاط ندارد ، زيرا اسقاطش از خدا بيهوده است زيرا سودى براى خدا ندارد .
وانگه پس از اينكه دليل قاضى را بر عدم صحت همه آن بطور مطلق آورده گفته : موجد نزد من جواز بخشش آنست زيرا حق او است و بخشش آن سود دارد براى طرف و مىشود حق را به دو واگذاشت ، و بنا بر اين اگر عوض بر خدا باشد مىشود
بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 206
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٠٦