وابسته بملاء اعلى و فرشتهها كه از آنها دريافت كنند ، و وحى را بگيرند و او صلّى اللَّه عليه و آله فرموده : دو چشمم بخوابند و دلم بيدار است . و فرمود : راستى من چون سازمان شما نيستم من شب گذرانم نزد پروردگارم ، خوراكم دهد و نوشاندم . و فرمود : من آدمى نيستم ولى آدميم تا بروش من درآيند آدميان ديگر .
و گزارش داد كه راز و درون و جانش بر خلاف تن و برونش باشند و اينكه آفتها كه برونش را گيرند از ناتوانى ، گرسنگى ، خواب و بيدارى بدرونش راه ندارند ، بخلاف ديگر آدميان از نظر درون ، زيرا ديگرى چون خوابد خواب تن و روحش را فراگيرد ولى آن حضرت در خواب دلى فهمنده داشت مانند بيدارى خود ، تا اين كه در روايتى آمده در خواب از حدث مصون بود چون دلش بيدار بود كه گفتيم .
و همچنان جز او چون گرسنه شود تنش ناتوان گردد ، و نيرويش سست و همهاش بيهوده گردد و او صلّى اللَّه عليه و آله گزارش داد كه اينها بدوزخ ندهند و او بر خلاف ديگرانست كه فرمود : من در سازمان شما نيستم ، و همچنين گويم در باره همه اين احوال از رنج و بيمارى ، جادو و خشم كه بدرون او راه نداشتم ، و از زبان او چيزى كه او را نشايد شنيده نشده و نه از اندام ديگرش چنانچه بآدميان ديگر رخ ميدهد .
دنباله ايست : محقق طوسى « قده » در تجريد گفته : يك درد آورد نيست زشت كه تنها از ماها سر زند و يكى خوب كه از خدا تعالى و از ما هر دو ، و خوبيش يا براى سزاى بدكاريست ، يا سودى دارد و يا زيانى را بردارد كه فزونى دارد بر آن درد چون شيوه بر آن جاريست يا براى رفع زيانست .
و رواست كه در مورد سزا كيفر بدكارى باشد ، و صرف لطف در درد آوردن مكلف براى حسن آن بس نيست ، و اختيار دردناك در حال آن شرط حسن آن نيست ، عوض سوديست براى پاداش بىبزرگداشت و احترام كه بر خدا بايست بشود در برابر دردها كه فرود آرد ببندهها ، و در برابر تقويت منافع كسى براى مصلحت ديگرى و هم در برابر غمناك كردن مكلف و هر بنده ديگر ، خواه باستناد علم بديهى باشد ، يا علم
بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 201
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٠١