همه آدميان بر راه دگرگونيها آفريده .
آن حضرت صلّى اللَّه عليه و آله هم بيمار ميشد و دچار گرما و سرما مىگرديد ، و گرسنه و تشنه ميشد ، و خشم و دلتنگى ميگرفت و رنج و خستگى به او ميرسيدند ، و سستى و پيرى داشت ، در افتاد و يك نيمه او خراشيد و كفار سرش را شكستند و دندانش را شكستند ، زهرش نوشاندند ، و جادويش كردند و درمان كرد ، حجامت كرد و به خدا پناه برد و آنگه مرد و جان داد صلّى اللَّه عليه و آله و پيوست برفيق اعلى ، و رها شد از خانه آزمايش و بلا .
و اينها نشانههاى ناچار آدميند ، و بديگر پيمبران آسيبهاى بزرگترى از او رسيد كه به سختى كشته شدند ، و در آتش افكنده شدند ، آنها را اره بر كردند ، و برخى از خدا در پارهاى اوقات نگهداشت ، و برخى در پناه خدا بودند مانند پيغمبر ما از شر مردم .
و اگر خدا باز نداشت ابن قميئه را از پيغمبر ما در روز احد ، و او را نهان نكرد از چشم دشمنانش نزد دعوت مردم طائف ، البته چشم قريش را از ديدار او بست هنگام برون شدن او بسوى غار ثور ، و از او نگهداشت شمشير غورث را ، و سنگ ابى جهل و اسب سراقه را ، و اگرش حفظ نكرد از جادوى ابن اعصم حفظش كرد از آنچه بزرگتر از آن بود كه زهر زن يهوديه بود ، و همچنين پيغمبران ديگر گرفتارى داشتند و عافيت .
و اين از كمال حكمت خدا بود تا شرفشان را در اين موارد پديد كند ، و امر آنها را روشن نمايد ، و سخن آنها را در باره آنها بكمال برساند ، و با آزمايش خود آدميت آنها را ثابت سازد ، و اشتباه را از ناتوانان بزدايد ، تا گمراه نشوند بعجائب معجزاتى كه از دست آنها هويدا ميشد ، چون گمراهى ترسايان بر عيسى بن مريم ، و تا در بلاكش آنان دلدارى باشد براى امتانشان و مايهء وفور ثوابشان باشد نزد پروردگارشان ، براى اتمام احسان بر آنها .
يكى از محققان گفته : اين پيشامدها و دگرگونيهاى نامبرده همانا مخصوص تنهاى آدمى آنان بود كه غرض از آن روبرو شدن با بشر و مبارزه با آدميزادها بود كه هم شكل آنان باشند ، و اما درونشان در بيشتر پاك بود از آن پيشامدها و معصوم بود و
بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 200
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٠٠