تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
تا خدا را برخورند هنگام برخوردش و حسنه‌اى نباشد كه از او اجرش خواهند و آنها را دوزخ فرمايد . و از او عليه السّلام كه هر چه ايمان بنده فزايد زندگى بر او تنگ آيد . . . 55 - بشارة المصطفى ( ص 10 ) بسندش از منهال بن عمرو كه با امام باقر عليه السّلام نشسته بودم كه مردى نزد آن حضرت آمد و بر او سلام كرد و پاسخش داد و آن مرد گفت : حال شما چونست ؟ و آن حضرت فرمود : آيا وقت آن نرسيده كه بدانيد حال ما چونست همانا نمونه ما در اين امت نمونه زاده‌هاى اسرائيل است ( در مصر فرعون ) پسرانشان را سر ميبريدند و زنانشان را ( براى خدمت ) زنده ميداشتند هلا اينان هم پسران ما را سر برند و زنان ما را زنده دارند ، عرب پنداشتند برترى دارند بر عجم ، عجم گفتند : چرا ؟ گفتند : چون محمد صلّى اللَّه عليه و آله و سلم از ما است و عرب است گفتند : راست گفتيد ، قريش پنداشتند برترى دارند بر ديگر عرب ، ديگر از عربها گفتند : چرا ؟ گفتند : چون محمد از قريش است ، و گفتند : راست گفتيد . اگر آنها راست گفتند پس ما برتر مردميم چون نژاد محمد و خاندان او و خاصان او و عترت او ، و ديگرى در اين باره با ما شريك نيست آن مرد گفت : به خدا من شما خاندان را دوست دارم فرمود : پس آماده بلا باش ، به خدا كه آن شتابانتر است بسوى ما و شيعه ما از سيلاب در وادى ، و بلا بما آغاز شود وانگه بشما و خوشى بما آغاز شود وانگه بشماها . 56 - جامع الاخبار : از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله كه دنيا زندان مؤمن است و بهشت كافر ، فرمود : اگر مؤمن در سوراخ موشى باشد برپا دارد خدا در آن كسى كه آزارش دهد ، فرمود : مؤمن كفاره ده است . و از پيغمبر است كه نباشد در دنيا مؤمنى جز كه همسايه‌اى دارد كه او را آزارد . و فرمود صلّى اللَّه عليه و آله : نبوده و نباشد و نخواهد بود پيغمبرى يا مؤمنى جز كه خويشى دارد كه او را آزارد يا همسايه‌اى كه او را آزارد . 57 - اختصاص ( ص 30 ) بسندش از فضيل كه شنيدم امام صادق عليه السّلام