تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
است و گر نه جانش را آسان گيرم ، تا نزد من آيد بىحسنه وانگه بدوزخش برم . و از امام صادق عليه السّلام كه خدا تبارك و تعالى با بلا ، بنده خود را وارسد ، يا بيمارى تنش ، يا آسيب در اهل يا مالش ، يا آسيبى از آسيبهاى دنيا تا او را بدان ثواب دهد . و فرمود عليه السّلام : مؤمنى نباشد جز كه در هر چهل روز با بلا يادآورى شود ، در مال يا جان يا فرزندش تا اجر برد ، يا اندوهى بيند كه نداند از كجاست ؟ و از آن حضرت عليه السّلام كه در بهشت مقامى است كه بنده بدان نرسد جز ببلا در تنش و از ابى جعفر عليه السّلام كه موسى بيرون آمد و به مردى اسرائيلى گذر كرد ، و او را با خود برد تا ظهر شد و با او فرمود : بنشين تا نزد تو آيم و خطى بر او كشيد ، و سر به آسمان برداشت و گفت : من يار خود را به تو سپردم كه بهتر امانت دارى ، وانگه رفت ، و خدا با او راز گفت بدان چه خواست وانگه پيش يارش برگشت ، و بناگاه شيرى بر او حمله برد و شكمش دريد و رگهاى گوشتش بريده و خونش نوشيده . . . موسى سر برآورد و گفت : پروردگارا به تو سپردمش كه بهتر امانت دارى ، و تو بدترين سگهاى خود را بر او چيره كردى تا شكمش دريد و رگهاى گوشتش بريد ، و خونش نوشيد ، فرمود : اى موسى يارت مقامى در بهشت داشت كه بدان نميرسيد جز بدان چه با او كردم - بنگر - و پرده برداشتند و موسى مقام شريفى ديد و گفت : پروردگارا خشنودم . و از امام كاظم عليه السّلام : مؤمن نباشيد تا بلاء را نعمت شماريد ، و خوشى را محنت زيرا صبر در بلا بزرگتر است از غفلت در خوشى . و بروايتى تا رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله كه چون مؤمن آلوده بگناه شود گرفتار فقر گردد اگر همان كفاره گناهش باشد فبها و گر نه بيمار شود ، و اگر همان كفاره گناهش گردد فبها و گر نه دچار ترس از سلطان شود كه او را دنبال كند ، و اگر همان كفاره گناه او گردد فبها و گر نه جانش به سختى گرفته شود تا خدا را برخورد هنگام برخوردش بيگناهى كه بر او دعوى كند ، و او را ببهشت برد و جان گرفتن بر كافر و منافق آسان گردد