شيعه باشد آنچه مردم در بارهاش گويند و گرچه گويند : ديوانه است و زيانى ندارد و چه زيانى دارد ؟ كه اگر بر سر كوهى زندگى بپرستش خدا گذراند تا مرگش رسد .
بيان : زندگى بر سر كوه براى گريز از سخن مردم در باره او است .
13 - كافى بسندش تا رسول خدا ( ص ) كه خدا تبارك و تعالى فرمود : كه اگر در زمين نباشد جز يك مؤمن به دو از همه خلقم بىنياز باشم و از ايمانش همدمى برايش سازم كه نياز به كسى نداشته باشد .
بيان : بسا اين يك مؤمن خود امام باشد ، يا اينكه بايد ديگرى باشد كه به دو گرود و يكمى روشنتر است كه ابراهيم عليه السّلام چنانچه گذشت خودش تنها امتى بود ، مؤيد دومى گذشت نيز ، و ايمان مايه انس و بيهراسى است براى اينكه هميشه در باره خدا و اوصافش و اوصاف پيغمبران و امامان و احوالشان و در باره درجات آخرت و نعمتهاش بينديشد و قرآن بخواند و دعا كند و عبادت و بدان با خدا انس گيرد ، چنانچه از گوشهنشينى پرسيدند چرا از تنهائى هراس ندارى ؟ پاسخ داد چون كه اگر خواهم كسى با من سخن گويد قرآن بخوانم و چون خواهم با كسى سخن گويم با خدا راز گويم .
14 - كافى بسندش از امام باقر عليه السّلام كه باك ندارد آنكه خدايش به اين روش شيعه رهنموده كه بر سر كوهى از گياه زمين بخورد تا آنكه عمرش بسرايد و بميرد .
بيان : شايسته است كه هر كه دين اماميه دارد و شيعه است چنين پابرجا باشد .
15 - كافى ( ج 2 : 246 ) بسند خود تا رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله ( مضمون حديث شماره 6 باب را آورده ) .
تبيين : ترديد ندارم در چيزى : اين حديث ميان فريقين مشهور است و معلوم است كه معنى ترديد مردمى ندارد كه در باره كارى كه قصد كنند دچار آن شوند چون انجام آن را ندانند يا اعتماد ندارند آن را بتوانند براى پديد شدن مانعى ، و از اين رو
بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 123
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٢٣