بدين سو و آن سو رفتند و راستش ما و شيعه ما به راه راست رهنمائى شديم .
اى فضيل بن يسار راستى مؤمن اگر داراى همه جهان از مشرق تا مغرب شود برايش خوبست و اگر هم بر سر ايمان خود تيكه تيكه شود همان هم برايش خوبست اى پسر يسار . اگر دنيا نزد خدا ببال پشهاى ارزش داشت و برابر بود ، از آن بدشمن خود شربت آبى نمينوشاند . اى پسر يسار هر كه دل بيك سو دارد خدا دلخواه او را برايش فراهم سازد و آنكه دل بهر سو دارد خدا را باكى نيست كه كجا نابود شود .
در تمحيص با اندكى كم و بيش و اختصاص مانندش آمده .
بيان : جز سر او نمانده بود و ديگر اندام امام عليه السّلام لاغر و كاسته شده بود تا جز سرش چشمگير نبود كه كم گوشت و پر استخوانست يا اينكه توان جنبش از همه اندامش رفته بود جز از سرش و يكمى روشنتر است .
در اين سو و آن سو از راست و چپ كه از راه راست بدر رفتند بسوى افراط چون خارجيان يا تفريط چون مخالفان .
خدا بمؤمن نكند جز خوبى ، بيان اينست كه اگر همه دنيا را هم به او بدهد براى فريب و غافلگيرى او نيست بلكه براى اينكه شكر او مىكند و به مصرف خير مىرساند چنانچه با سليمان عليه السّلام كرده بخلاف اينكه آن را به غير مؤمن دهد كه اتمام حجت است و غافلگيرى و مايه سختى عذاب او .
چنانچه اگر مقدر مؤمن باشد اندامش تيكه تيكه شوند ، همانا براى نزديكتر شدن به خدا و بالا رفتن درجههاى او در ديگر سر است و بايد در هر حال شاكر باشد و راضى به قضاى خدا .
و چون مؤمنان در اين جهان بيشتر دچار فقر و هر بلايند و كافران و اشرار و جاهلان توانگرند ، مؤمنان را بشكيبائى تشويق كرد و ديگر آن را از فريب دنيا برحذر داشت و از افتخار بدان كه فرمود : اگر دنيا نزد خدا برابر بال پشهاى بود الخ ، و آنچه خدا
بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 121
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٢١