تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
بدشمنانش داده براى گرامى داشتن آنها نيست بلكه براى زبون كردن آنهاست كه از آخرت كه ارزش و مقامى نزد خدا دارد چيزى بدانها نداده و فرموده ( 33 - الزخرف ) و اگر نه كه مردم يك امت بودند ، البته كه ميساختيم براى آنان كه كافر بخداى رحمانند خانه‌ها با سقف نقره و پلكانها كه بر آن برايند . هر كه يك دلخواه و دلبند دارد ، و آهنگ و تصميم و غمش بيكسو باشد كه كيش حق و رضاى خدا تعالى و قرب و طاعت او است بىغرض نفسانى و هوس بيهوده كه حق يكى است و باطل چند و چونها دارد . با اينكه در عبادت همان رضاى خدا است نه اغراض دنيا . كفايت كند خدا همش را و كمك كند به دو براى بدست آوردن مقصود و يارى دهد او را بر نفس و شيطان و لشكرهاى جهل و هر كس دلش بهر وادى است از گمراهى و نادانى خدا لطف و توفيقش را از او دريغ دارد و او را به خودش گزارد و هوسهايش تا يك كيش باطل گزيند ، يا بهر دره‌اى از دنيا در افتد و دنبال هر فرمان نفس بدى خواه برود و دچار مال دوستى و جاه‌طلبى و شرافت و والائى و خوش خورى و خوش نوشى و خوش پوشى و همسران دلبر و امور نابود شو ديگر شود . و خلاصه هر كه پيرو دلخواه نفس و راى باطل گردد و از درخواست آنها بدين حق نگرايد و بطاعت خدا و قرب او نجويد خدا به دو كمك و توفيق ندهد و پيش خدا ارزشى ندارد و خدا را باكى نيست بچه راهى رود و كجا نابود شود . و بقولى در كدام جهنم دره افتد ، و بقولى هم واحد بسا كه قصد خدا است و توكل به دو در همه كار كه خدا كار دنيا و ديگر سراى او را كفايت كند بخلاف آنكه برأى خود باشد و بىتوكل كار كند ، و بسا كه منظور از هم اندوه و غم است كه هر كه تنها غم آخرت دارد خدا او را بس باشد و بشادى جاويدش رساند و هر كه غم دنيا دارد او را به خود وانهد تا در پرتگاه هوسهايش نابود گردد . 12 - در كافى ( ج 2 ص 254 ) بسندش از عبد الواحد بن مختار انصارى كه ابو جعفر عليه السّلام به او فرمود : اى عبد الواحد زيانى ندارد و چه زيانى دارد ؟ به كسى كه بر عقيده