تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فوائح الجمال وفواتح الجلال ( فارسى ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
همه چيز مشاهده كردم و پس از آن خدا را پيش از همه چيز مشاهده كردم اين سخن حاكى از استغراق او در ذكر خدا و فناى او در توحيد بارىتعالى بوده و حقيقت اين موضوع را با اين بيان مىتوان توضيح داد كسى كه با برناى فريبا رخسارى روبرو مىشود در آغاز رؤيت كه دل رائى را دربند خود قرار مىدهد چند موضع از اندام او جلب توجه او را مىنمايد مثلا رخسار و اندام او را مشاهده مىكند و چشم و بينى و گونه و دهان او را به ديدهء عشق و شور مىنگرد و يكى بعد از ديگرى از مشاهدات خود را در بوته استحسان قرار مىدهد و محبتى از آنها در دل وى رسوخ مىكند و آن فريبا در كانون دل او جاى پيدا مىكند و از آن پس چشم سر و دل از در محور اوصاف شايسته‌ى وى به حركت در مىآيد و كمال دوران خود را در گرداگرد صفات ويژه‌ى او به اتمام مىرساند و در نتيجه آن عشق وى هم به كمال مىرسد و سراسر دل او را فرا مىگيرد و روزگارى بدين حال باقى است چنانچه با اوصاف آن فريبا و شخص او سر و سرى دارد و همواره او را حاضر در نزد خود مىبيند و به ياد او شب را به روز و روز را به شب مىرساند تا آن هنگام كه اوصاف موصوف و توجه بدانها از باطن او مىزدايد و تنها خود موصوف در دل او باقى مىماند به همين نسبت ياد آورى از آيات و مطالعه آنها از دل سالك مىكاهد و تنها خالق آيات و تذكر از حضرت او در دل وى باقى مىماند .