تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فوائح الجمال وفواتح الجلال ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
و سلم مشرف گرديدم و جز من و آن حضرت ديگرى نبود و به‌اندازهء به مقام نبوت آن حضرت نزديك بودم كه زانوهاى من مماس با زانوهاى مبارك آن جناب بود در آن حال به خاطرم رسيد كه من هر روز خود را موظف كرده تا آياتى از قرآن بخوانم و تقديم حضور مبارك نمايم اينك وظيفه هر روز خويش را در پيشگاه مبارك تلاوت نمايم پس از آنكه آيات چندى را تلاوت كرده و به عرض مبارك تقديم داشتم حضرتش پسنديده و فرمود به همين پسنديدگى در روز احاديث را سماع مىكنى و به همين شايستگى هم در شب به تلاوت قرآن مىپردازى - بدنبال آن به خاطرم رسيد تا از حضرتش تقاضاى كنيه‌اى بنمايم و معروض خاطر داشتم يا رسول اللّه آيا كنيه‌ى من ابو الجناب ( بكسر جيم و تخفيف نونست ) يا ابو الجناب ( بفتح جيم و تشديد نون ) و علاقه‌مند بودم حضرتش كنيه‌ى مرا به تخفيف نون تعيين فرمايد فرمود چنان نيست بلكه كنيه‌ى تو ابو الجناب به تشديد نونست و مصاحبى كه در آن حال به نظر آمد به زبان اعتراف عرضه داشت آرى او ابو الجنابست . و شكى نيست در هر دو گونه كنيه سر دنيا و آخرت نهفته است و هرگاه حضرتش كنيه مرا ابو الجناب به تخفيف نون تعيين كرده بود مصاحب دنيا مىشدم و از آنجا كه فرموده كنيه‌ى من ابو الجناب به تشديد نون است بخواست خدا از دلبستگى به دنيا و آخرت اجتناب نمودم .