و آن آيه كه به صورت نقاط ظاهر شده بود آيه 39 سوره طه بود كه فرموده :
وَ أَلْقَيْتُ عَلَيْكَ مَحَبَّةً مِنِّي وَ لِتُصْنَعَ عَلى عَيْنِي إِذْ تَمْشِي أُخْتُكَ .
دوستى خودم را در باطن تو القا كردم اينك آنگاه كه خواهر تو به مأموريت خويش گسيل شده تو آن وظيفهاى را كه دارى در برابر من به انجام برسان آرى من بوجود آن پى بردم و آن را تلاوت كردم و به زبان الهام استماع كردم كه اين آيه دربارهء زنى است كه من او را مىشناسم و بنام بنفشه خوانده مىشود و نام غيبى او استفتين است .
كينهى مؤلف
هرگاه سالك سائر مقبول درگاه و كردار او پسنديدهء بارگاه باشد او را در وراى اين عالم به نامى مىنامند و به كنيهى ويژهاى مىخوانند و نام شيطان و اسم اعظم حضرت سبحان هم بوى اعلام مىشود - و به همين مناسبت نام غيبى من قنطرون بود و اما كنيهام بشرح زير است .
آنگاه كه در اسكندريه بسر مىبردم و در محضر حافظ سلفى اصفهانى بسماع حديث مىپرداختم و او پيرمرد كهن سال شافعى مذهب و سلفى مرام بود و متجاوز از صد سال از عمرش گذشته بود در حال بيخودى حضور انور حضرت رسول اكرم صلى اللّه عليه ( و آله )