اشراف و اطلاع بر احوال بندگان بوده و اشراف مزبور به حديست كه سالك در آنها تصرفى به عمل نمىآورد و در عين حال بىخبر از آنها نبوده بلكه در خويش احساسى مىنمايد و لذت ديدار آنها را در كام خود حس مىكند و حال خود را همتاى با احوال آنها مىبيند .
و هرگاه آسمان و ستارگانى كه در آن وجود دارد از زيرين خود مشاهده كند اشراف كامل است و حق تصرف در آنها را دارد و همين حقيقت را كه اشراف كامل و تصرف سالك باشد مىتوان از مضمون آيه شريفه از سوره انعام كه فرموده و هو القاهر فوق عباده بدست آورد كه سالك بر اثر اشراف كامل به جائى مىرسد كه بر همه بندگان او تفوق پيدا مىكند و چيره بر آنها مىشود و نشان تصرف مزبور آن است كه هر دو قطب را در برابر خود مشاهده مىكند و بروج دوازدهگانه و منازل بيست و هشتگانه خورشيد و ماه را در پيش نظر خود مىبيند آنچنانكه مىتواند دست تصرف در يك يك از آن منازل داخل كند و از آنچه در آنها اتفاق مىافتد استخبار نمايد .
نظر حقتعالى
در يكى از اوقات كه حالت بيخودى به من دست داده بود يكى از دانشوران شريعت را ديده و در آن حال آسمان با كواكب رخشانش