بلكه علل وجودى آن معلوم است كه از چه و از كجا بوجود آمده است .
آرى اين دو صيحه همسان با حركت دست است كه گاهى آن را انسانى كه گرفتار رعشه است به حركت مىآورد كه از اختيار بيرون است و گاهى انسان عادى با اختيار خود به حركت آن اقدام مىنمايد بديهى است تفاوت اين دو حركت از نظر تو كاملا روشن است بنابراين يكى از اين دو صيحه پاكيزه و بيرون از اين كيان است و ديگرى كه صيحه اختيارى است آلودهى به چركينى ريا و سمه مىباشد و لاجرم صيحه اولين همان صيحهايست كه دلها بدان در گردش و روحها از كيفيت آن در آسايش و نفسها منقاد و در پيرايش آن قرار گرفتهاند و صيحه اختيارى آن صيحهايست كه دلها آن را نمىپذيرند و ارواح هيچگونه علاقهاى بدان نشان نمىدهند و نفسها هم هرگاه بدان توجهى داشتهاند از جهت اهميت و ارزش آن صيحه نبوده بلكه بخاطر آن است كه همچنانكه اختيار بر آنها چيره گرديده صيحه اختيارى را هم به حكم سنخيت مىپذيرند و از آن استقبال مىكنند .
باز هم تفاوت ديگر صيحه غير اختيارى موجب شگفتى و خرق عادت براى صيحههاى ديگر بود و ليكن صيحه اختيارى موجب شگفتى و خرق عادت براى صيحههاى ديگر نمىشود و نمونهها و امثال آن هم بسيار است به خلاف غير اختيارى كه نمونهاش بسيار اندك است .
فوائح الجمال وفواتح الجلال ( فارسى ) — صفحة 217
مساهمون: محمد باقر ساعدى
ص٢١٧