تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فوائح الجمال وفواتح الجلال ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
گذارد زمين را مىشكافد و سر بيرون مىآورد و يا جوجه هرگاه اعضا و جوارحش تنظيم گردد و روح حيوانى در آن نفوذ نمايد پوست را مىشكند و از تخم خارج مىشود و هرگاه لقمه‌هاى اندوه و جرعه‌هاى پىدرپى آن گلوى محزون را بفشارد بىاختيار صدائى كه حاكى از گلو گيرى اوست از حلقوم او شنيده مىشود و به همين نسبت مىتوان گفت صداها و آوازهائى كه از پرندگان به گوش مىرسد يا از طربناكى و نشاط آنهاست كه همراه با اندوه و گرفتارى نبود و يا بر اثر گرفتارى است كه اكنون ناله و فرياد بر حزن آنها مىافزايد و ممكن است انسان سالك بسر حدى برسد كه صداى پرندگان از او به گوش برسد و اين‌گونه صداها كه از وى شنيده مىشود نتيجه‌هاى بسط و انس به خداست كه توأم با فرحناكى و نشاط ويژه‌اى مىباشد .

صيحه فقير

در يكى از اوقات در راه كربلا با فقيرى ملاقات دست داد و همراه او به راه خود ادامه مىدادم در آن حال صدائى مانند صداى پرنده از وى به گوشم رسيد از شنيدن آن صدا بر وى ايراد كرده و پرسيدم اين چه صدائى بود در پاسخ گفت : هرگاه خدا بخواهد خير است و مبارك است و بيش از اين سخنى نگفت زيرا او با هوشيارى كه داشت اطلاع پيدا كرد كه من هنوز به مقامى نرسيده‌ام كه بتوانم