تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فوائح الجمال وفواتح الجلال ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
از سوى شيخش تقويت شده و او در آن حال همانند كودكى است كه نيازمند به سرپرست دانا و توانائى مىباشد و اگر به همنشينان پيش از خلوتش توجه كرد و از خلوت بيرون آمد و به انجام آن موفق نشد اين پيش آمد را از ناتوانى و كوتاهى شيخ بداند زيرا شيخ او را در حالى به خلوت دعوت كرده كه نتوانسته و يا نخواسته موانع راه خلوت او را به كلى بر طرف بسازد و از هرگونه جاذبى كه وسائل استجذاب او را فراهم آورده جلوگيرى به عمل آورد . در عين حال اقتضاى مقام آن است كه شيخ راه سالك خلوت گزين را به دو جهت به خلوت دعوت مىكند يكى آنكه تصميم دارد كار سلوك او را به اتمام رساند . ديگر آنكه مىخواهد از بهره‌برى اندكى برخوردار شده و علت اين‌گونه خلوت آن است كه در باطن سالك دفينه‌ى ناپسندى وجود دارد و شيخ نمىتواند بطور كلى ماده‌ى مذموم آن را از پاى - درآورد ناچار او را به خلوت‌نشينى مىخواند .

شرحى از خلوت مؤلف

نخستين هنگامى كه وارد خلوت شدم در دلم نوعى ريا و خودخواهى وجود داشت و تصميم داشتم تا از اين راه مطالبى بدست آورم و آنها را كه گرد آورده‌ام در سر منبرها به عنوان اندرز براى مردم تقرير كنم و خودم را با آنكه از آنها نمىباشم از آنها بشمار