بازگشتم كه از إله و شوق و يقين مملو گرديده و از هرگونه رنج و مشقتى آزاد شده بودم .
ذكر دوام
آنگاه كه دل و روح از اجزاى خاكى و عنصرى رهائى پيدا كند و جنبهى روحانيت آن تقويت بشود و سالك به جلوس در خلوت و شب زنده دارى و ذكر حقتعالى ادامه بدهد به پايهاى ارتقا پيدا مىكند كه هرگاه پهلو براى خوابيدن بر زمين بنهد بدون شك احساس مىكند با آنكه خوابيده است براى ذكر حقتعالى جلوس كرده و با چشم بيدار به ياد حضرت دلدار پرداخته از اين پيش آمد و از چنان احساس بسيار به شگفت مىآيد و مىخواهد چگونگى آن را از ديد تصور خويش بگذراند اين است كه بلافاصله خود را در خوابگاه خويش مىبيند كه همچنان پهلو بر بستر خواب گذارده و در اين موقع خواب و بيدارى هر دو براى او مجسم مىشود و به همين كيفيت كسى كه قائم است و سپس مىنشيند خيال مىكند كه هنوز قائم است در اين هنگام است كه حقيقت الحى القيوم الذى لا تأخذه سنة و لا نوم زنده پايندهء كه چرت و خواب بر او عارض نمىشود از جهت او آشكارا مىگردد و همچنين واقعيت الدائم القائم و القائم الدائم خداى هميشگى كه قوام ما سوا به اوست و خداى قائم به خويشى كه دوام ما سوا بستهى بوجود اوست براى او هويدا مىشود .