تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فوائح الجمال وفواتح الجلال ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
با ما شركت نكردى ؟ وى آيه 88 سوره نمل را تلاوت كرده و گفت و ترى الجبال تحسبها جامدة تا به آخر كنايه از آنكه اگر چه در آن حال چون كوهى استوار بودم ليكن چون ابرى در آسمان سماع از اين سوى حركت مىكردم .

نيروى شيخ

آرى سالكى كه در حال سماع به رقص و پاكوبى مىپردازد به اندازه‌اى مجذوب شده كه حالت بسط بر او استيلا يافته و او را در اختيار خود قرار مىدهد ليكن شيخ طريق بر اثر نيروى باطنى مملوك چيزى از انواع بسط واقع نمىشود بلكه او با تمام قدرت متوجه به احوال سالكان بوده و آنها را در تحت سيطره ولايتى خويش در مىآورد . در گزارش احوال ابو الحسين نورى آمده در يكى از اوقات در مجلس سماع حضور پيدا كرد سالكان به سماع و پاكوبى برخاستند و او همانند جمادى بدون حركت در محل خويش قرار گرفته بود حاضران پنداشتند رقص و پاكوبى آنان در وى اثرى نكرده طولى نكشيد مشاهده كردند رگهاى جبين او آماس كرده خون از آنها فواره مىزد و چون پرنده‌اى به اطراف مىپاشيد . آرى اين خون و فواره زدن آن از آن جهت بود كه حالت باطنى سماع او به نهايت رسيده بود بديهى است حالت به مثابه روح