تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفصول العشرة في الغيبة ( ده انتقاد و پاسخ پيرامون غيبت امام مهدى عج ) ( فارسي ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
و پاره‌اى از مردم مىگويند : بعضى از « پارسايان و مردان با خدا » او را ديده ولى نشناخته‌اند و پس از اينكه از او جدا شده‌اند به ذهنشان رسيده كه آن شخص « حضرت خضر » بوده است . « 1 » ( 1 ) دوّم : در قرآن كريم ، قصهء فرار « موسى » از وطنش و پنهان شدن وى از ترس رژيم « فرعون » را بيان مىكند . و نيز در قرآن چنين آمده كه در آن مدت طولانى ، هيچ فردى از وضع شخصى و مكان پنهان‌شدنش آگاهى پيدا نكرد ، مگر زمانى كه به پيغمبرى مبعوث شده بود و براى دعوت قومش به مصر بازگشت نمود . ( 2 ) سوّم : قرآن كريم سورهء كاملى را به نام « حضرت يوسف ( عليه السّلام ) » اختصاص داده و در آن سوره ، سرگذشت يوسف و قصهء مفقود شدن وى را بيان مىكند . و اين امر در حالى انجام شده كه پدرش « يعقوب » داراى مقام « پيغمبرى » بوده و به او وحى مىشده است . قرآن شرح مىدهد در همان زمانى كه يوسف پنهان بود و پدر و برادرانش هيچ گونه خبرى از او نداشتند ، او پادشاه مصر بود و برادرانش چندين مرتبه با او ملاقات كرده و از او جنس مىخريدند و با وى صحبت مىكردند ولى نمىدانستند كه او ، همان « يوسف گمگشته » است تا اينكه سالها گذشت و مدتهاى زياد سپرى گرديد و در اين مدت ، « يعقوب » از غصهء دورى « يوسف » كمرش خميده و بدنش ضعيف و لاغر و چشمش در اثر گريهء زيادى كه در فراق او كرده بود نابينا و خانه‌نشين گرديد .
هامش
( 1 ) در اين باره و در مورد قصه‌هاى بعدى ، به كتابهاى تاريخ اسلام ، مانند : تاريخ طبرى ، ابن اثير ، بحار الانوار ، ج 5 و غير آنها رجوع شود .