( 1 )
انتقاد دوّم و پاسخ آن
( 2 ) انتقادكنندگان مىگويند : « جعفر بن على » تولد فرزندى براى برادرش را شديدا انكار كرده و به همين جهت پس از مرگ « حسن » اموالش را تصاحب كرده و پادشاه وقت را به توقيف كنيزان و زنان و به جستجوى آبستن بودن آنان واداشت و ريختن خون كسانى را كه ادعاى پسرى براى برادرش مىكردهاند ، جايز مىشمرد .
اين انتقاد مانند انتقاد قبلى كاملا بىاساس بوده و از چند جهت مردود است : ( 3 ) 1 - استدلال به عمل فردى بر صحت آن عمل ، در صورتى صحيح و پذيرفته است كه آن شخص از خطا و اشتباه به دور بوده و هرگز گناهى از او سر نزند و همهء امتهاى اسلامى در اين امر اتفاق دارند كه « جعفر بن على » چنين مقامى را نداشته و فرزند امام بودنش ، اين مقام ( عصمت از گناه ) را برايش ممكن نمىكرده . تأييد بر اين مطلب آنكه در گذشته افراد زيادى بودهاند كه فرزند پيامبر بوده و گناهان بزرگى مرتكب شدهاند .