ابن معلم بخواهد ستونى را كه از چوب مىباشد ثابت كند از طلاست ، مىتواند » .
( 1 ) خلاصه ، مؤلف كتاب ، آن قدر در مقامات علمى ، فلسفى و كلامى ، مورد توجه قرار گرفت كه پس از اندك مدتى ، خود ، محور بحث و تدريس شده و دانشجويان و محققين فرقههاى مختلف مذهبى و غير مذهبى و متخصصين رشتههاى دينى و غير دينى ، در مجلس درس او حاضر گرديده و از افكار علمى بلند و محققانهء او استفاده مىكردند و اندك اندك آوازهء رشد علمى او به همهء شهرهاى اسلامى رسيد و سيل جويندگان علم و دانش به طرف خانهاش سرازير گرديد .
« ابن كثير شامى » مىنويسد : « همهء پادشاهان اسلامى به وى عقيده داشتند چون كه شيعه در اين زمان مورد توجه قرار گرفته بود و دانشمندان زيادى از فرقههاى مختلف مذهبى و غير مذهبى در مجلس بحث و صحبت او حاضر مىشدند » . « 1 »
به فرمودهء مرحوم « علامهء امينى » : « اين گفته بيانگر اين حقيقت است كه مؤلف ، نه تنها مرجع علمى و سياسى شيعه بوده ، بلكه مرجع علمى و سياسى تمام امت اسلامى نيز بوده است . و نيز نقل كردهاند كه بارها « عضد الدولهء بويهى » پادشاه وقت ، به زيارتش مىرفت » . « 2 »
هامش
( 1 ) البداية و النهاية ، ج 12 ، ص 15 ، چاپ مصر .
( 2 ) الغدير ، ج 3 ، ص 245 .