تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفصول العشرة في الغيبة ( ده انتقاد و پاسخ پيرامون غيبت امام مهدى عج ) ( فارسي ) — صفحة 12

مساهمون:

ص١٢
تحت عنوان يكى از آن دو ، مطرح مىشد ، « اختلاف شيعه و سنى بود » كه تحت اين اختلاف ، خونها ريخته و مالها به يغما برده مىشد . و در اين نزاع و اختلاف ، بيشترين تلفات را شيعه مىداد . و در حقيقت ، شيعيان در آن روزگار ، هيچ قدرتى نداشته و هميشه در حال تقيه و ترس به سر مىبردند . مؤلف والامقام ، در چنين زمانى و مكانى ، پا به عرصهء علم و دانش گذاشته است . ( 1 ) از همان اوايلى كه مؤلف در حوزه‌هاى درس حاضر شد و ستارهء اقبال او در آسمان علم و دانش درخشيدن گرفت ، شيعه نيز به طور محترمتر و بيشتر از پيش مطرح مىگرديد و آبروى او در انظار مخالفانش ، روز به روز بيشتر مىشد ، به خاطر اينكه در هر مجلس درس يا بحث و مناظره‌اى كه پا مىگذاشت ، از آن مجلس بيرون نمىآمد مگر در حالى كه استاد و مدرس و يا مناظره‌كنندگان آن مجلس را با بيانات شيرين و مستدل ، مقهور و محكوم كرده بود « 1 » و مخالفان در بحثها به قدرى از قدرت بيان و فكر دقيق و سرعت ذهن او ، به تنگ آمده بودند كه وقتى خبر مرگش به « شيخ ابى القاسم خفاف » معروف به « ابن نقيب » رسيد ، آن قدر خوشحال شد كه دستور داد منزلش را زينت كنند و به طرفداران و دوستان خود اعلام كرد كه به ديدنش آمده و به او تبريك بگويند و گفت : « حالا مرگ بر من گوارا شد » . « خطيب بغدادى » - كه از بزرگان اهل سنت است - مىگفت : « اگر
هامش
( 1 ) مؤلف ، مجموع اين مناظرات را در كتاب « العيون و المجالس » ذكر كرده و سيد مرتضى خلاصهء آنها را در كتاب « الفصول المختاره » نيز آورده است .