حصير - فينضحه بالماء ؛ يعنى : گاهى اوقات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم بر روى فرش ما كه حصير بود نماز مىخواند ، در حالى كه آن را آبپاشى مىكرد » .
سپس عراقى چنين ادامه مىدهد : بنا بر اين ، روشن شد كه مراد انس از بساط ، همان حصير است و شكّى نيست كه بساط بر حصير صدق مىكند . و سپس روايت ابن عبّاس را كه مىگويد : « پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم بر روى بساط نماز خواند » ، نقل كرده و آن را تضعيف مىنمايد .
شايد مراد از طنفسه ، بردى ، عبقرىّ ، فحل ، وطاء ، در نوك و مسح ، معانى و مفاهيمى باشد كه بر چيزهايى كه از گياهان ساخته مىشوند تطبيق مىكند ؛ زيرا :
« طنفسه » ، ( با كسرهء طاء و فاء ، يا با ضمّهء هر دو و يا با كسرهء طاء و فتحهء فاء ) فرشى است كه داراى كرك مىباشد . و در اقرب الموارد آمده است : طنفسه ، بساط و لباس و حصير را گويند .
« بردى » ، همان حصير است چنان كه در مصنف عبد الرزاق « 1 » آمده است . يا اينكه گياهى است كه در بافت حصير از آن استفاده مىشود .
« عبقرى » ، نوع مرغوب فرش است . در ذيل اقرب الموارد آمده است :
عبقر ( بر وزن جعفر ) ريشههاى اوّليهء نى است ، پس شايد عبقرى ، همان فرشى باشد كه از نى بافته شده است و يا اينكه حصيرى است كه داراى نقش و نگار مىباشد « 2 » .
اين بيان ما به وسيلهء آنچه قبلا بيان شد از اينكه بساط در آن زمان از شاخ و برگ خرما بوده است تأييد مىشود . و نيز با همين سخن ما آنچه در « النهايه »
هامش
( 1 ) - المصنف ، عبد الرزاق ، ج 1 ، ص 397 .
( 2 ) - همانگونه كه در حاشيهء المصنف از ابى عبيده نقل شده است : « عبقرى » بساطى است كه در آن نقوش و رنگهاى مختلفى وجود دارد .