هنگام سجده بر آن بگذارد و خمره آن است كه به همين اندازه باشد و به غير از اين اندازه ، خمره اطلاق نمىشود . و از اين جهت خمره ناميده شده كه نخهاى آن با شاخ و برگ پوشيده شده است و لفظ « خمره » در احاديث متعدّدى تكرار شده است - تا آخر آنچه كه در لسان العرب آمده ، در النهايه نيز ذكر شده است - .
در قاموس آمده است : خمره ( با ضمّه ) حصير كوچكى از شاخ و برگ درخت خرماست .
سيوطى و نووى تنها به نقل كلام ابن اثير اكتفا كرده و گفتهاند : گروهى تصريح كردهاند كه وسعت و اندازهء خمره در حدّى است كه انسان صورت خود را در سجده بر آن مىگذارد « 1 » .
در تاج العروس آمده است : خمره ، حصيرى است كوچك كه از شاخ و برگ درخت خرما بافته مىشود و به وسيلهء نخهايى آراسته مىگردد ، سپس سخن زجاج را - كه از لسان العرب نقل شد - ذكر مىكند .
از طبرى و ابن زيد نيز نقل شده است كه خمره ، سجّاده يا سجّادهء كوچكى است كه از شاخ و برگ درخت خرما بافته شده و به وسيلهء نخهايى تزيين مىگردد « 2 » .
دائرة المعارف الاسلاميّه « 3 » در باب كلمهء « سجّاده » سخنى راجع به خمره دارد كه ذكر آن خالى از فايده نيست و آن چنين است : . . . چنين استفاده مىشود كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم در همان زمان در موارد متعدّدى بر روى خمره نماز بجا آوردهاند « 4 » . و ظاهر اين امر اين است كه خمره و حصير از نظر جنس و مادهء
هامش
( 1 ) - تنوير الحوالك ، سيوطى ، ج 1 ، ص 73 - 74 . شرح نووى . بر صحيح مسلم ، ج 3 ، ص 211 .
( 2 ) - وفاء الوفاء ، ج 2 ، ص 662 به نقل از طبرى و ابن زيد .
( 3 ) - دائرة المعارف الإسلاميّة ، ج 11 ، ص 276 .
( 4 ) - صحيح بخارى ، كتاب الصلاة ، باب 21 . صحيح مسلم ، كتاب المساجد ، حديث 370 .