تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسير في الإسلام (حقوق مخاصمات مسلحانه در اسلام (فارسى) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
انسانى نفرستاده است « 1 » » . يعنى حق تعالى را آن گونه كه شايسته بزرگداشت اوست تعظيم نكردند و يا آن گونه كه شايسته ستايش حضرتش مىباشد ستايش ننمودند ، يا آن گونه كه بايد حضرتش را بشناسند ، نشاختند ( بنا بر اختلاف تفاسير در برداشت از آيه ) زيرا گفتند : آيا خداوند بشرى را بعنوان رسول برمىانگيزد . هنگامى كه فرمايش حق‌تعالى « وَ مَا قَدَروُاْ اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ » مقيّد به ظرف زمانى در آن فرمايش حضرتش كه مىفرمايد : « إِذْ قالوُا ما أَنْزَلَ اللَّهُ عَلى بَشرٍ من شَىءِ » مىشود اين مطلب را مىرساند كه تجرّى آنها نسبت به حق‌تعالى و عدم شناخت حضرتش آن گونه كه بايد بشناسند هنگامى رخ داد كه انزال وحى و كتاب از سوى حضرتش بر بشر را نفى كردند . اين موضوع بدان دلالت دارد كه الوهيت و خصايص ربوبيت آن است كه وحى و كتاب را با هدف هدايت مردم به راست‌ترين راه‌ها و با غرض دستيابى به سعادت دنيا و آخرت نازل كند [ و ثبوت اين ] ، مدعاى ماست . « 2 » . علامه طباطبائى در الميزان « 3 » پيرامون لزوم بعثت انبياء و عدم كارآمدى هدايت عقلى به اندازه وافى بحث كرده است . لذا هر كس بناى تحقيق در اين امر را دارد ، بدان منبع مراجعه نمايد ؛ چه آنكه در اين مختصر ، سخن گفتن به شكل گسترده پيرامون آن امكان ندارد « 4 » . به هر صورت ، سنّت حق‌تعالى بر اين جريان يافته كه عقل را با وحى تأييد كند و پيام رسانى بفرستد و كتابى فروزان نازل كند كه درون آن حلال و حرام و واجب و بايدها و نبايدها نهفته است و بيان كنندهء هر چيزى بوده و هادى متقين
هامش
( 1 ) . انعام / 91 . ( 2 ) . الميزان ، ج 7 ، ص 284 ، و نيز ر . ك : التبيان ، ج 4 ، ص 199 ؛ مجمع البيان ، چاپ اسلاميه ، ج 4 ، ص 333 ؛ الكشاف ، ج 2 ، ص 44 ؛ المنار ، ج 7 ، ص 611 و 614 ؛ التفسير الكبير ، ج 13 ، ص 73 . ( 3 ) . الميزان ، ج 2 ، ص 152 و صفحات بعد از آن . ( 4 ) . براى آگاهى بيشتر از ماهيت عقل و آثار و نشانه‌هاى آن ، به كتاب‌هايى از قبيل كافى ، ج 1 ؛ بحار ، ج 1 ؛ وافى ، ج 1 نيز مىتوان مراجعه نمود .