8 . هيچ انسانى و جانورى را مثله نكنيد . « 1 »
9 . عمر به پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله عرض كرد : اجازه بده دندانهاى پيشين سهيلبن عمرو را بِكَنَم تا زبانش فرو افتد و هرگز نتواند عليه تو سخنرانى كند .
پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : « او را مثله نخواهم كرد ؛ زيرا خداوند مرا مثله مىكند ، هرچند پيامبر باشم . « 2 »
اين روايات همگى به طور مطلق بر نهى از مثله كردن دلالت دارند چنان كه در جواهر هم به آن تمايل نشان داده شده است .
امّا در اينجا برخى مطالب ديگر نيز هست كه براى آشنائى با موضوع ذكر آنها لازم است و آن اينكه :
در تفسير آيه « وَ إِنْ عاقَبْتُمْ فَعاقِبُوا بِمِثْلِ ما عُوقِبْتُمْ بِهِ وَ لَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِلصَّابِرِينَ / و هرگاه خواستيد مجازات كنيد ، تنها به مقدارى كه به شما تعدى شده كيفر دهيد و اگر شكيبائى كنيد اين كار براى شكيبايان بهتر است « 3 » » . نقل است كه وقتى پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله به قتلگاه شهداى احد آمد و آن چه را كه بر حمزه سيد الشهداء و ساير شهداى اسلام رفته بود ، ديد ، گريسته و فرمود : « به خدا
هامش
( 1 ) . السنن الكبرى ، ج 9 ، ص 91 .
( 2 ) . « لا امثل به فيمثل اللَّه بى و ان كنت نبيا » البداية والنهاية ، ج 3 ، ص 310 ؛ الطبرى ، ج 2 ، ص 465 ؛ الكامل ابن اثير ، ج 2 ، ص 130 . در مورد احاديث مثله مراجعه كنيد به لسان العرب و النهاية و غريب الحديث ابوعبيد و الفائق زمخشرى ذيل كلمه مثل ؛ البحار ، ج 65 ، ص 330 ؛ مصنف عبدالرزاق ، ج 4 ، ص 454 ؛ سنن ابن ماجه ، ج 2 ، ص 1063 ؛ كنزالعمال ، ج 4 و ج 9 ؛ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج 17 ، ص 11 ؛ مفتاح كنوز السنة ؛ المعجم المفهرس كلمه مثل ؛ عمدة القارى ، ج 21 ، ص 124 و 126 .
( 3 ) . نحل / 126 ر . ك : البحار ، ج 20 ، ص 63 و 98 ؛ نورالثقلين ، ج 3 ، ص 95 به نقل از القمى ؛ در ص 96 بهنقل از عياشى ؛ البرهان ، ج 2 ، ص 389 ؛ انوار التنزيل در تفسير آيه ؛ الجامع لأحكام القرآن ، ج 10 ، ص 201 ؛ الدرالمنثور ، ج 4 ، ص 135 به نقل از الترمذى و ابن احمد در زوائد المسند و ابن المنذر و ابن ابىحاتم و ابن حبان و ابن مردويه و الحاكم . بيهقى در الدلائل آن را با نقل از ابى بن كعب و ابن منذر و طبرانى و ابن مردويه و ابن عباس صحيح شمرده است ؛ ابنابىشيبه در المصنف ؛ ابن جرير الشعبى ؛ الطبرى ، ج 2 ، ص 529 .