با آن كه از ظاهر همهء اطلاقات پيشين بر مىآيد كه تصرف اموال جايز نيست و لكن روايات اخير مقدم بر آن رواياتى است كه مطلقا مىگفت جايز نيست ، زيرا اين روايات تفصيل داده و تبيين كرده است .
امّا روايات ديگرى بر اين دلالت دارند كه آن حضرت اموالشان را كه در اردوگاه بود بدانها پس داد . مانند فرموده حضرت در روايت حفص « از متاع آنها چيزى برنداشت « 1 » » . ظاهر روايت اين است كه آن حضرت چيزى از « متاع » آنان كه در اردوگاه بود ، برنداشت . زيرا كلمهء متاع به معنى چيزهايى است كه از آنها در زندگى استفاده مىشود ، نه همه اموال . يعنى حضرت آن چه را كه در اردوگاه بود ، ملاحظه كرد ولى آنهائى را كه خوردنى و نوشيدنى و اثاث زندگى بود ، تصرف نكرد .
و در روايت مروان آمده : آن حضرت اموال مردم را بدانها پس داد ، بدين ترتيب كه هر كس بيّنه آورد ، مالش را به او داد و كسى را كه بينه نياورد سوگند داده و مالش را به او بازگرداند « 2 » از اين گونه است روايت زيدبن وهب كه فرمود :
« اى قنبر هر كس چيزى را شناخت بردارد « 3 » » . و گفتار حضرت كه فرمود :
« هركسى چيزى را شناسايى كرد ، بردارد « 4 » » . و نيز اين فرمايش حضرت به عمران :
« اموالتان را نمىگيريم مگر براى اين كه آنها را برايتان حفظ كنيم « 5 » » .
در روايت عرفجه : « پس هر كس چيزى را شناخت برداشت تا اين كه يك ديگ ماند « 6 » » . بنابراين ظاهر روايات اين است كه آن حضرت اموالشان را با بيّنهاى كه ارائه دادند يا با سوگند دادن آنان ، به آنها پس داد . و واضحتر از همهء
هامش
( 1 ) . حديث 2 .
( 2 ) . حديث 54 .
( 3 ) . حديث 67 « يا قنبر من عرف شيئا فليأخذه » .
( 4 ) . « من اعترف شيئا فلياخذه » حديث 74 .
( 5 ) . « لا نقبض اموالكم الا لنحفظها عليكم » حديث 75 .
( 6 ) . حديث 53 .